یادداشت میهمان؛

اندکی صبر کرونا رفتنی است…

سعید بهرامیان- سمیرمی های خوب و خونگرم فقط قدری دگر در خانه مانید…
کرونا هم خواهد رفت و به تعبیر استاد لهراسب بهرامیان
کرونا می رود انسان بماند
حدیث عشق در دوران بماند
کرونا چند روزی های و هو کرد
نسیم مهر جاویدان بماند
کرونا هر چند دستمان از هم گسست لیک قلب هایمان که هست .
در فراغ گرمی دست ها وچشم در چشم شدن ها اما باید گفت:
گرچه از هم دوریم اما یادمان در پس این فاصله هاست .
همشهری خوبم، دوست عزیزم
مدتی است ازآسمان نگاهت بارش رحمتی نیست مرا، اما بارانی صفت خواهم شد تا قحطی باران مهرت را با سبزکردن زندگی جبران کنم. سمیرمی های خوب و خونگرم بیاییم دوباره را از برکنیم.
دوباره آبشارسمیرم و بازشدن گیسویش در زیر تابش آفتاب و جاری شدن مایه امید به رود زندگی.
دوباره تن به زیربارانی خواهیم داد که از نزد خدایمان می آید.
دوباره در فروردین ها یش کوچه به کوچه در طلب خواهیم آمدتا مهر را از دستان هم دشت کنیم .
دوباره خون سبز اردیبهشتی اش در رگ حیات طبیعت جاری خواهد شد وآ ن روز بر تو مبارک
همشهری خوبم فقط قدری دگر بمان…
دوباره بازخوانی می شود شور زندگی و عیش حیات. دوباره خواهیم گسترد فرشی بر بلندای طبیعت و درآیین «کرونا بدر»
سبزه های زندگی را گره خواهیم زد.
دوباره خواهد آمد روزی که تیر تابستان قلب سرد هر چه کروناست خواهد شکافت و به مرداد که شدیم از مردار ویروسش خبری نیست که نیست.
دوباره در مردادش نسیم خنکی از بیخ گوش داس ها خواهد وزید و مژده که فصل درو ستاره های گندم رسیده است .
دوباره در چالقفا و پشمکانش قامت واژگونه گلهایی را خواهیم دید که ایستاده اند به التماس اذان مهر .
دوباره درکنار هم خواهیم ایستاد و زندگی را جار خواهیم زد.
و اینک کلام شاگرد شما .
همشهریان خوب و فهیم سلام؛ از گردنه های زیادی گذشته ایم. ازهجوم ملخ و شیوع وبا و گرسنگی ها و نداری ها و غارت ها، پدران ما حرف ها در سینه نهان دارند.
بارها شد که از اسب افتادیم و دگر برخواستیم و دستمان بر زانوشد و کوشیدیم تا نسلمان بماند. ما در تمام این مدت درکوران حوادث دهرآبدیده شدیم وعاقل بود کسی که گذشته اش چراغی شود برای رفتن به آینده. نسل پیشین ما از تمام این گردنه ها فقط با یک ایده به سرانجام رسید؛ صبر، همدلی و مهربانی
این بار نیزکرونایی شدیم و ابرهای تردید در آسمان نگاهمان سایه افکند و دلهره بر دلها چیره شد. حتما کرونا نیامده تا بماند. اوخواهد رفت و یقینا رد و نشانش را فقط در تاریخ خواهیم دید و خواند.
در برابر این وضع دو گونه عمل شد؛ گروهی خطرش را حس نکردند و با جمله (قسمت هر جه باشد همان است) خیال خود آسوده یافتند.
در برابر کم نیستند کسانی که با بزرگ نمایی ها و برجسته سازی ها تلاش داشتند چرخ تلاش دیگران را از ریل معاش خارج سازند.
نه( این) و نه ( آن )عقل فرمان می دهد در کاری که متخصص نیستیم صرفا تابع اوامر اهل فن باشیم. اگر بناست درخانه بمانیم، پس بمانیم.
بمانیم و بدانیم پایان شب سیه سپید است.
همشهری کوچک شما سعید بهرامیان.
از دوستانی که از مطالب خوبشان استفاده کردم تشکر.

Go to TOP