خاکیان سدره نشین

حال همه دگرگون است و چه بسیار عاشقانه‌هایی که در این لحظات پلی می‌شود به آسمان و تا عرش می‌رود تا جلوه‌گاهی باشد برای دلدادگی خاکیان به افلاکیان.

به گزارش خبرنگار سمنا، قدر شبِ میهمانی رازها و نیاز هایی است که یکسال بردوشمان کشیده‌ایم و زمانی بهتر از این برای طلبش نخواهیم یافت. خواب را از سرزمین اشک آلود چشمانم می‌رانم و در اوج نیاز به پیشگاه خداوند می‌نشینم.

قدر آمد تا دست پر نیاز و گُنه آلودمان پنجره‌های بخشش خدارا با دعای جوشن بگشاید و دستگیری کند از ما که در این شب‌ها دلداده و مجنون کوی دوست شده‌ایم.

امشب یلدای عاشقانی است که راز و نیازشان را با مقیاس‌های زمینی نمی‌توان سنجید و ارزش هیچ شبی برایشان با لحظه‌ای از این شب‌ها برابر نیست.

به هر گوشه که سر بزنی قدرِ “قدر” را به خوبی فهمیده بودند، نه سن و سال می‌شناخت نه مرد و زن و نه شغل، حال همه خوب است، قدر، قدرتی فرازمینی برای دلدادگان درگاه عبودیت به تهفه آورده و همه را بر سر سفره ربانیت نشانده است.

ماه خوب خدا، شب راز و نیاز بندگان خدا، چه قرار زیبایی است این قرار عشق بازی مومنان و چقدر شلوغ است نردبان دعا…

حال همه امشب دگرگون است و چه بسیار عاشقانه هایی که در این لحظات ایجاد می‌شود و دستانی که به آسمان چنگ میزنند و تاعرش میروند تا معنی دلدادگی خاک به افلاک را به عرصه ظهور بگذارند.

چشم ها را باید بست، با دیدگان قلب نظاره‌گرِ گشوده‌بالی آنانی باشیم که نوای “لبیک لا شریکشان” از اعماق وجود به آسمان پرواز می‌کند، امشب دهان‌ها معطر به بویِ ذکر شده‌اند و در این میان، نام پدری چونان خورشید، بر دریایِ سرخِ اندوهِ جانمازها و شبستان‌ها می‌تابد.

چه زود سحر از راه رسید… عشقبازی عاشقان با خدایشان باری دیگر به قلب نشست تا آرام گیرد وجود پر تلاطمشان…

انتهای پیام/ سید محمد مهدی قائم مقامی

Go to TOP