این یک نقد منصفانه است؛

فلکه مُراد

شبکه فاضلاب که ندارند، مسجدشان هم قدیمی بود و دست کمی از خانه های این محله نداشت. کتابخانه، وسائل بازی، پارک و معابر درست و درمان هم که اینجا خبری نیست…

سمیرم خبر – محمود افشاری / نامش آشناست اما نشانی از آشنایی ندارد. محله ای است در دامنه یکی از تپه های منتهی به آبشار معروف شهر سمیرم؛ اما نه تنها معروف نیست که انگار ناشناخته و گاهی دست نخورده باقی مانده است.

دست نخورده نه از حیث طبیعی یا موقعیت زمین، بلکه از نظر نبود یا کمبود امکانات، منازل، ساختمان ها و معابر شهری امروزی.
بیشتر از سه دهه از زندگی را گذرانده ام اما هنوز هم بسیاری از کوچه های شهرم را نمی شناسم و ندیده ام.
محله کوشک یکی از همین مناطق است. عید نوروز امسال به همراه یکی از دوستان نیکوکار در محلات مختلف شهر سمیرم در حال گشت و گذار به همراه تعدادی سبد غذایی بودیم که خیلی اتفاقی گذرمان به این محل افتاد.
بعد از عبور از مهدیه سمیرم دو مسیر آسفالته وجود داشت که ما از مسیری که آسفالت بهتری داشت گذشتیم. در راه تابلوهای سفره خانه ای در همان محله ما را به سمت خود کشاند تا اینکه نرسیده به سفره خانه با چند دختر و پسربچه که در حال بازی بودند برخورد کردیم. به یکی از آنها گفتیم اینجا کجاست؟ دختر بچه ای که بزرگتر از بقیه بود گفت اینجا فلکه مُراد است!
فلکه ای که هیچ تابلو و نشانه ای نداشت اما اهالی آن را به این نام می شناختند.
کمی دقت در نوع ساخت و قدمت خانه ها در همان لحظه اول یک چیز را به ذهن متبادر می کرد و آن چیزی نبود جز فقر و تنگدستی.
خانه هایی که هنوز هم سقفشان از دارهای چوبی بود و درهای رنگ پریده آنها خبر از همان زندگی فقیرانه می داد.
هوای بهاری عید نوروز سمیرم همچنان تنه به تنه اسفند ماه می زد و زوزه باد و سرما در فلکه مراد که در ضلع شمالی محله کوشک واقع است، بیشتر احساس می شد.
کم کم رفت و آمدمان به این محله بیشتر شد. خانه ای یافتیم که حمام نداشت، دیگری کیف و کفش و لباس فرزندانش از دو سال قبل و مندرس بود، خانواده ای دیگر یخچال خانه اش سوخته بود و زن سرپرستی که از دستان چاک چاک شده اش در آب سرد می شد فهمید خبری از ماشین لباسشویی در خانه اش نیست.
نداشتن جهیزیه تعدادی دختر دم بخت و عقد کرده را هم به این نداشته ها اضافه کنید.
خدا خیر بدهد به یکی از خیریه های اصفهان که چهار وانت جهیزیه به سمیرم فرستاد اما با بد شدن اوضاع اقتصادی و نرخ ارز آنها نیز دچار رکود شدند و منتظر روزهای بهترند.
شبکه فاضلاب که ندارند، مسجدشان هم قدیمی بود و دست کمی از خانه های این محله نداشت. کتابخانه، وسائل بازی، پارک و معابر درست و درمان هم که اینجا خبری نیست و شاید همین فلکه مراد بسمت سفره خانه وضعیت آسفالت بهتر از جاهای دیگر است.
سربالایی و شیب تند برخی کوچه ها نفس گیر است و تردد در برخی معابر با موتور سیکلت هم سخت است.
به این در و آن در زدیم و بخشی از این نیازها را با کمک و تماس با دوستان جفت و جور کردیم.
حتی به یکی از مسئولان اردوهای جهادی زنگ زدیم و از فقر اقتصادی و فرهنگی این محله گفتیم.
نمی دانم ستاد باز آفرینی شهری که سال گذشته رییس اداره راه و شهرسازی گفته بود قرار است کارهایی در این محله با مشارکت مردم و اهالی انجام دهد، کاری کرده است یا نه؟ اما ظاهراً کار خاصی انجام نشده چرا که وضعیت معیشتی مردم ضعیف است و حتی توان مشارکت در فعالیتی را ندارند.
شب هنگام چراغ های رنگارنگ سفره خانه بومگردی محله کوشک، کمی جلوتر از فلکه مراد از خیابان های مرکزی شهر هویداست اما بعید می دانم سفره های اهالی آن محله رنگارنگ باشد.
اینجا فلکه مراد صاحب دردان امروز است. همان صاحب دردهایی که استاد مرتضی مطهری در کتاب انسان کامل از آنان نام برده و یکی از شروط انسانیت را همین ویژگی دانسته است.
راستی قدیم ترها خانه پدری خواهران منصوریان قهرمانان نام آشنای رزمی کار سمیرمی در گوشه ای از همین محله کوشک بود. امروز را نمی دانم…
الف

Go to TOP