یادداشت

چگونه فساد، فساد می‌آورد؟

«بررسی علل و عوامل تبدیل‌شدن یک کت‌وشلواری باشخصیت به یک خطاکار فاسد در سیکل مریض اداری کشور»

پایگاه خبری سمنا – بهنام منصورزاده/ تصور کنید کارمند اداره‌ای باشید که موظّفید فردا ساعت ۸ صبح سرکار حاضر شوید، وگرنه در صورت تأخیر اخراج خواهید شد، شما هم زودتر از همیشه جلوی دفتر محل کار حاضر می‌شوید، ناگهان قُلدری با سلاح جلوی دفتر شما ایستاده است و به‌هیچ‌عنوان اجازه ورود به شما نمی‌دهد، از شما اصرار که برادر ممکن است اخراج شوم نان خوردنم، شغلم، زندگی‌ام، همه درخطر است ولی گوش ایشان به‌هیچ‌عنوان بدهکار این حرف‌های شما نیست و جز با خنده‌ای تمسخرآمیز جوابی نمی‌شنوید.

چه می‌کنید؟ در قبال این منطق بی‌منطقی چه می‌کنید؟

مجبورید با همان کت‌وشلوار شیک و آن لباس و صورت و چهره‌ی آراسته از دیوار پشت ساختمان به داخل بپرید تا خدایی نکرده با یک عالمه قسط و بدهی و وام و بدبختی و بیچارگی از کار بیکار نشوید، با این حرکت از کار بیکار نمی‌شوید امّا حراست اداره شمارا بازخواست می‌کند که «از شما بعید بود!»، «از دیوار پریدن کار سارق است!»، «ما روی شما حساب دیگری باز می‌کردیم!»

خلاصه تمام دیوارهای دنیا را روی سر شما خراب می‌کنند بدون این‌که حتی یک کلمه در مورد علت پریدن شما از روی دیوار سؤالی بپرسند، درواقع ریشه‌ی فساد که همان قلدر جلوی درب اداره است قِسِر در می‌رود و هیچ‌کس حتّی اسم ایشان را به زبان نمی‌برد!

این حکایت، روایت سیستم فسادزای اداری کشور ماست، همیشه مقصر بیچاره‌ای است که به هزار و یک دلیل مجبور به شکستن قانونی شده است، بدون این‌که حتی یک‌بار حرف‌های ایشان شنیده بشود و مقصّر اصلی مجازات شود و در این سیکل اداری مریض هرروز شاهد فاسدشدن انسان‌های سالم در جامعه هستیم چراکه ریشه‌ی غده‌ی سرطانی فساد خشک که نمی‌شود هیچ هرروز بیشتر از دیروز در دل جامعه ریشه می‌دواند.

کسی را می‌شناسم نزدیک سه سال است ساختمان مسکونی خود را تکمیل کرده است و برای تکمیل سازی آن حدود ۱۰۰ میلیون وام و بدهی را متقبل شده است، مهندس ناظر ساختمان برای تائید لوله‌کشی گاز ساختمان یک سالی از لوله‌های دودکش ایراد می‌گرفت، صاحب‌منزل مجبور شد یکی از میل‌گردهای مربوط به شناژ اصلی ساختمان را ببرّد که این عمل باعث شد استحکام ساختمان به‌صورت قابل‌توجهی کاهش بیاید به این امید که با متقبل شدن این ضرر بزرگ و کاهش ایمنی ساختمان، گاز ایشان تائید شود و بتواند مستأجری بیاورد.

بعدازاین، هر باریکی از مهندسین نظام برای تائید گاز به داخل ساختمان می‌آید ساختمان را چک می‌کند و از صاحب‌منزل خداحافظی می‌کند، بدون گرفتن هیچ عیب و ایرادی لوله‌کشی را تائید نمی‌کند.

یکی می‌گوید «اگر مشکلی نداشت، قبلی‌ها تائید می‌کردند!»

مهندس دیگری پرونده را بلاتکلیف رها می‌کند، بعد از چند ماه پیگیری می‌گوید حواسم نبود پرونده‌تان گم شد!

مهندس دیگری می‌آید می‌گوید ساختمان هیچ مشکلی ندارد ولی بعد از دو سه هفته در عین ناباوری می‌گوید «درِ اتاق بسته بود تائید نکردم!»، ثابت می‌کنی که برادرِ من در اتاق باز بود شما به داخل اتاق رفتید، بلافاصله می‌گوید دودکش ایراد داشت وقتی میگویی ایراد دودکش خیلی وقت است رفع شده است و روزی که شما آمدید دودکش‌ها را چک کردید و تائید کردید می‌گوید بررسی می‌کنم!

به مجری می‌گوید رد کردم، به صاحب‌منزل می‌گوید تائید کردم، به بازرس می‌گوید درِ اتاق قفل بود، جواب تلفن نظام‌مهندسی را اصلاً نمی‌دهد!

شکایت مهندس را به بازرس می‌دهم می‌گوید، کتبی شکایتتان را عنوان کنید، شکایت می‌نویسی نظام‌مهندسی شکایت‌نامه‌ام را گم می‌کند!

مجدداً نامه می‌نویسم، بازرس می‌گوید بازهم صبر کنید شاید گشایشی شد تلفنمان را جواب داد!

حالا در این شرایط مهندس ناظر مذکور، نه پرونده را تائید می‌کند نه رد می‌کند، صاحب‌منزل بیچاره می‌گوید حداقل پرونده را بازگشت بزن تا دوباره پول واریز کنم و مهندس دیگری بیاید، بازرس می‌گوید حالا صبر کنید ببینیم کِی جواب تلفنمان را می‌دهد! تا پرونده را بازگشت ندهد نمی‌توانید کاری کنید!

در این میان صاحب‌منزل که کمترین نقش را در این مشکلات به وجود آمده داشته است بیشترین ضرر را متحمل می‌شود تا جایی که مجبور می‌شود گاز را مستقیم و بدون کنتور بگیرد!

آن زمان است که تازه حراست اداره‌ی گاز با یک قبض جریمه‌ی سنگین سر و کلّه اش پیدا می‌شود و با نگاهی عاقل اندر سفیه می‌گوید «از شما بعید است!»

حالا متوجّه شباهت این صاحب‌منزل آبرودار با همان کارمند کت‌وشلواری متشخص شدید؟!

بله این‌ها هر دو قربانی ریشه‌ی فسادی هستند که هرگز شناخته نشد و در این دایره‌ی موهوم هرروز ده‌ها انسان شریف به خطاکار فاسد از دید مسئولین تبدیل می‌شوند.

انتهای پیام/

  1. سعید طایی گفت:

    عالی بود بهنام جان

Go to TOP