مجالی برای اندیشیدن و دل کندن از دنیای فانی

این مرد عاشورایی که اینجا آرام گرفته، همچون مولا و مقتدایش حسین بن علی علیه السلام سر بر بدن ندارد و در راه دین و میهن جانش را تقدیم کرده است.

سمیرم خبر- محمود افشاری / بامدادان تابستان است و نیم ساعتی از اذان صبح گذشته است. هوا در این صبحگاهان اندکی سردتر از خنکای همیشگی سرزمین هزارچشمه است و قدم زدن در این هنگامه تاریک و روشن هوا، طراوت و شادابی خاصی به روح و جسم و روان آدهی پیشکش می کند.
مقصدمان اما دو سه کیلومتر آنطرفتر درست در نقطه شمالی شهر سمیرم و گلستان شهدای همیشه جاوید این شهر شهیدپرور در روز شهادت امام ششم شیعیان ومسلمانان است.
حرکت دسته جمعی مان در این خنکای دلپذیر بعد از نماز جماعت صبح و عزیمت به سمت گلستانی از نور و روشنایی، گاه با سکوت همراه است و گاهی با خاطرات دور و نزدیک یکی از همراهان.
یکی از تحریم و وضعیت سخت اقتصاد و معیشت امروز سخن می گوید و دیگری از کار و فعالیت گذشته اش در میان مردم روستاهای فقیرنشین استان کهگیلویه و بویراحمد خاطره تعریف می کند.
حالا اما به پیچ انتهایی نزدیک امامزاده ابراهیم(ع) و گلستان شهدای سمیرم نزدیک می شویم و هم او که از خاطرات جوانی و کارش در روستا سخن می گفت؛ از خواب دیدن همسرش درباره شهدای شهر سمیرم نیز یادی کرد.
گویا در دوره ای مشکلاتی داشته و کار و زندگی به سختی رسیده بوده که همسرش خواب شهید «سیدنظام الدین امامی» را می بیند.
پاسدار شهیدی که گویا هر دو دستش قطع شده و در گوشه ای از ضلع شمالی گلزار شهدای سمیرم آرمیده است.
می گوید: شهید به خواب همسرم آمد و گفت اگر حاجتی داری نزد من بیا و حاجتت را بگیر.
او دوبار به برکت دستان قطع شده این شهید حاجت روا شده بود و هر بار در کنار قبر مطهرش نذری ادا کرده بود و می گفت: این سیّدِ شهیدِ خدا همانند قمر بنی هاشم علیه السلام دشت کربلا دست ندارد و به یقین حاجتمان را بواسطه تقرّب با آن حضرت برایمان می گیرد.
اشک در چشمان مرد میانسانِ همراهمان حلقه زده و همه ما گرداگرد سنگ قبر شهید بی دست ساکت و آرام ایستاده ایم.
نسیم صبحگاه گونه های خیسمان را به سردی نوازش می دهد و دانه های الماسین اشک به مانند باران بهار امانمان را بریده است.
کمی آنسوتر سرهنگی از تبار ارتش دلاور آرمیده است. «شهید حسین سامی مقام». یکی دیگر از همراهانمان که خود در زمان جنگ تحمیلی سرباز وطن بوده است می گوید: این شهید ارتشی سر بر بدن مطهرش ندارد.
او ادامه می دهد: زمانی که ضد انقلاب در کردستان و سنندج مستقر بودند این شهید یکی از فرماندهای ارتش آن منطقه بود و به بدترین شکل ممکن، به دست ضد انقلاب و نیروهای کمله کردستان به شهادت رسید.
این مرد عاشورایی که اینجا آرام گرفته، همچون مولا و مقتدایش حسین بن علی علیه السلام سر بر بدن ندارد و در راه دین و میهن جانش را تقدیم کرده است.
او ادامه می دهد، خیلی ها به اینجا می آیند و می روند اما شاید ندانند این سروقامتان از جان گذشته که بودند و چه فداکاری هایی که نکردند.
هوا کم کم در حال روشن شدن و آفتاب در حال بالا آمدن است. طلیعه نور خورشید بامدادی از لابلای ارتفاعات شرقی سمیرم بر روی قبور مطهر شهیدان وطن منظره ای چشم نواز خلق کرده است.
اینجا نور و روشنایی، مسرورانه و سرخوش از عطر لاله های سرخ این دیار، سرود ساده پریدن و عاشقی سر داده اند.
اندکی فرصت به گوش جانمان بدهیم، شنیدن زمزمه این سرود بی نهایت در این زمانه پر زرق و برق و مصرف گرا، بسی جان افزا و آرامش بخش است…

الف

Go to TOP