تنز طلخ!

شورای پنجم از هر چه بگذریم، خدا به دادتتان برسد! / مسئولیت در سمیرم یعنی، هر چه دیدی از چشم خودت دیدی!

به مناسبت آغاز به کار شورای پنجم تنز طلخی به قلم خواهد آمد که خواندنش خالی از لطف نیست.

بهنام منصورزاده – پایگاه خبری سمنا/ تا نام شورا به زبان می آید همه بدون معطلی به یاد انتخاب شهردار می افتند، ولی اعضای منتخب شورای پنجم شهر سمیرم در مسئله ی انتخاب شهردار علاوه بر در نظر گرفتن فاکتورهایی همچون توانایی، سابقه و تعهّد، با چالش مهم تری با عنوان «محله گرایی» نیز مواجه هستند.

شاید این یادداشت اگر توسط شخصی که در شهرستان سمیرم زندگی نمی کند خوانده شود، کمی به نشانه ی تعجب با دستش سرش را نوازش کند، سپس به فکر تاریخ غیر معاصر و مربوط به قرون قبل بیفتد و ناگهان از خود بپرسد مگر قبیله گرایی و قوم پرستی هنور در گفتمان قرن بیست و یکمی ها زنده و ملموس است؟؟

ولی برای ما مسئله ای بسیار پیش پا افتاده است، و پاسخ به این سوال برای ما یک «بله» ی بلند و قاطع است!

چندی پیش با یکی از دوستان صحبت می کردم از فلان نماینده ی تازه راه یافته به شورای اسلامی شهر،  ناراضی بود و دائم می گفت از ایشان بعید بود من انتظار داشتم در حق رای خود اصالت محله ی!!! خود را بر همه چیز ارجح بداند، نا سلامتی ما برای رای آوردن او کلّی بالا و پایین رفتیم!

در همین حال بود که دوباره برای چندمین بار به یاد مشکلات بی شمار شهر افتادم، برای چند لحظه خودم را جای مسئولان گذاشتم، من هم اگر جای ایشان بودم و با کلّی امید و آرزوی خدمت به کرسی ای تکیه می زدم ناگهان شخصی اوّل صبح به واسطه ی فامیلی انتظار داشت در اسرع وقت و خارج از نوبت کوچه شان آسفالت شود، پسر خاله ی برادر زن همریش دوستم به واسطه ی این که چند سال پیش یکبار کمکم ماشینم را هل داده بود انتظار احداث بی نوبت فاضلاب جلوی خانه شان را از من داشت، سال خورده ی دیگری به واسطه ی حضور در مراسم ختمی که بنده هم اتفاقی در آن حضور پیدا کرده بودم، انتظار احداث یک میدان روبروی درب منزلشان را از من داشت، طبیعتاً تمام طول روز را سعی می کردم از کوچه پس کوچه ها، فاصله ی بین منزل تا محلّ کارم را طی کنم که خدای ناکرده کسی با من سلام علیکی نکند و فردا انتظاری از من نداشته باشد!

خلاصه که درد زیاد است، گاهی ترجیح می دهی به دردهای عمیق، تلخ بخندی…

 

  1. بسیار خوب و به جا نوشته اید.کسی را میشناسم که توان و سواد لازم برای شهردار شدن را دارد ولی حتی از داوطلب شدن یا قبول پیشنهاد برای این پست و حتی سرپرستی ابا دارد وقتی علت را جویا می شوم در جواب می گوید : شورا رای نمیدهد چون هم محلی ندارم در بین اعضا و کسی به من رای نمیدهد ،فلان شخص شانس پذیرشش بیشتر است چون سه نفر هم محلی دارد.واقعا متاسفم برای شهرم و فرهنگش. از یک طرف از نامبرده و امثال ایشان که توان لازم را دارند انتظار میرود با قبول مسئولیت به داد شهرستان برسند و از سوی دیگر از کسانی که عضو شورا میشوند انتظار میرود با دید بازتر و بدون محله گرایی این مسئولیت ها را قبول کنند وگرنه بقالی محل هم میتواند عضو شورا شود .

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP