فراگفتمانی بنام «فرهنگ و تربیت اقتصادی»

اقتصاد ما به واسطه سرُم و شیلنگ نفت ادامه حیات می دهد. حالا اگر قلدری پیدا شد و پایش را روی این شیلنگ گذاشت نهایت تلاشش این خواهد بود که کاری کند آن قُلدر پای خود را از روی شیلنگ نفت ما بردارد!

به گزارش سمنا،– محمود افشاری/ می گویند تکرار و یادآوری اثر بخش است و اگر در دوره ابتدایی گفته کمیابی بیان شد، در راهنمایی بازگو شد و در دبیرستان باز هم گفته شد، مستحکم و به نوعی ماندگار می شود.

بهای این ماندگاری در این تعریف، تکرار بود و تکرار و عنصر مورد توجه در آن، آموزش و فرهنگ سازی در همه پایه ها و مقاطع تحصیلی تا جایی که می بینیم در امروزه در برخی کشورها رشته تعلیم و تربیت اقتصادی ایجاد کرده اند و برای بچه ها و معلمان ابتدایی، راهنمای تدریس «خلاقیت اقتصادی» دارند.
دکتر سمیعی نصب در بخشی از کتاب تالیفی خود برای دانشجویان تعلیم و تربیت اقتصادی با رویکرد اقتصاد مقاومتی می نویسند: توجه به اهمیت «تربیت اقتصادی» و رفتارسازی مناسب در عرصه اقتصادی، مقوله ای است که در سال های گذشته همواره مدنظر برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی کشورهای پیشرفته، البته منطبق بر دیدگاه آنها از الگوی مطلوب و مادی زندگی فردی و اجتماعی قرار گرفته و برای اجرای آن، سیاستگذاری هدفمندی را در عرصه نظام آموزشی و فرهنگی تدارک دیده اند.
دنیای پیچیده امروز، دریافته است که توجه به آموزش و تربیت افراد نوعی سرمایه گذاری ملّی است و هر کشوری که در این راه تالش بیشتری داشت، بدون شک از ثمرات آن در آینده برخوردار خواهد شد.
بررسی عوامل موثر بر توسعه و ترقی در جوامع و ممالک پیشرفته نیز نشان می دهد که همه این کشورها از نظام تربیتی توانمند و کارآمدی برخوردارند. نسبت به هرگونه ضعف در فهم مفاهیم و مهارت های مربوط به تصمیم گیری و تحلیل اقتصادی حساس بوده و برنامه هایی را به منظور مقابله با آن از سطح کودکستان تا دانشگاه از طریق برنامه های رسمی و غیررسمی تدارک می بینند.
آنگونه که در بررسی گذرا از مستندات این قبیل برنامه ها و اهداف و محتوایشان حاصل می شود، هدف از این آموزش ها، فهم خوب و کافی از دانش اقتصاد برای آحاد آن جامعه است؛ به نحوی که در عرصه مسائل اقتصادی شخصی و مسائل پیچیده تر از قبیل سیاست های اقتصادی کشور بتوانند ادراک، قضاوت و رفتارهای مستدل و عقلاییی را در یک دنیای پیچیده و متحول از خود نشان دهند.
خروجی این رویکرد شاید عرصه رقابت صادرات و فروش خودروسازی فورد باشد که تا چندی قبل توان رقابت با ژاپنی های خلاق و پرتلاش را نداشت اما با ورود به آموزش پایه ای و تدبیر مستحکم خلاقیت اقتصادی کم کم جواب گرفت و توان رقابت خود را بالا برد.
در مملکت ما اما وضعیت به گونه ای دیگر است. اقتصاد ما به واسطه سرُم و شیلنگ نفت ادامه حیات می دهد. حالا اگر قلدری پیدا شد و پایش را روی این شیلنگ گذاشت نهایت تلاشش این خواهد بود که کاری کند آن قلدر پای خود را از روی شیلنگ نفت ما بردارد!
حالا اما از دیگر سو، دانش آموختگان نظام آموزشی کشورمان که وارد زندگی خانوادگی و عهده دار مسؤولیت های اجتماعی مختلف می شوند، به نحو سیستماتیک واجد مطالعات مورد نیاز از مفاهیم و اصول اولیه اقتصادی نیستند.
به طوری که نه در زندگی فردی خود و در مواجهه با موقعیت ها و شرایطی که زمینه اقتصادی دارند، آنگونه که باید و شاید حضور دارند و نه در تفسیر و مواجهه با جریانات و تحولات و وقایع اقتصادی کشور توانایی کافی از خود بروز می دهند.
آموخته های قبلی آنها چه رسمی و از طریق برنامه های آشکار آموزش و پرورش و چه غیر رسمی از طریق برنامه هایی در خانواده، نهادهای فرهنگی ـ آموزشی و رسانه ها، به طور معمول ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی و تدبیر زندگی بر اساس عقلانیت اسلامی و بومی ندارد.
فقدان درک صحیح و جامع از مفاهیم و رویکردهای اقتصادی آنجایی جلوه می کند که فرد لالجرم در زندگی اجتماعی در یک موقعیت با ویژگی های اقتصادی قرار می گیرد و نیاز به بروز رفتاری عقلایی و تصمیمی عقلانی مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای بومی و مقتضیات ملی خویش دارد.
حالا در این بین پیدا کردن یک پرتقال فروش چندوجهی بنام «رسانه» نیز کار سختی نیست. اشکال رسانه نیز طرح موضوع کردن و تب دادن به موضوعی و ناگهان خواباندن همان تب است، در حالی که مخاطب هنوز در برخورد با رویداد تب مدار بویژه در بخش اقتصادی، سردرگم و عمدتا متمایل به عام گرایی و اخبار منفی است.
هانتینگون می گوید: کره جنوبی و غنا در سال ۱۹۶۰ در یک رده قرار داشتند اما دو سال بعد کُره در جهان چهارم شد در حالیکه غنا همچنان و همچنان در جا می زند. نقطه تفاوت و تفرق این دو تنها یک کلمه بنیادین است.«فرهنگ اقتصادی»
“آمارتیا کومار سِن” برنده هندی جایزه نوبل اقتصاد و استاد فلسفه و اقتصاد هم در جایی دیگر گفته است: مهمترین عامل این عقب و جلو رفتن ها «نظام آموزشی»است.
پایان سخن اینکه تربیت اقتصادی و حرفه ای ازجمله عناصر «حیات طیبه» مورد نظر دین مبین اسلام است و همین کافی است تا با مقایسه همه این رویکردها به این نکته پی ببریم، که اساس کار و نیاز محوری امروز کشورمان در عرصه اقتصادی توجه به همین موارد با رویکرد توجه به تربیت و فرهنگ اقتصادی است.

انتهای پیام/  صاحب نیوز

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP