mojtaba1

داوری که ناداوری دید/عکس

داور سمیرمی با وجود تصادف، درد و مصدومیت سوت بازی را زد که در آخر آن وی را بدون سرپناه کنار جاده رها کرده و رفتند.

مجتبی شجائی دارنده مدرک ملی داوری از فدراسیون فوتبال در گفت و گو با خبرنگار سمیرم خبر، در رابطه با برخورد تاسف باری که با او در گچساران شد گفت: وقتی بهم ابلاغ شد که برای قضاوت بازی نفت آبادان و نفت گچساران راهی شوم مجبور شدم برای اینکه برفگیر نشم زودتر راه بیفتم. با سواری های یاسوج رفتم و چون توی مسیر برف اومده بود در گردنه پشته برفگیر شدم حدود ساعت هشت شب رسیدم یاسوج ولی متاسفانه دیگه ماشینی نبود واسه گچساران؛ یه سواری پژو ۴۰۵ که برای گچساران مسافر داشت پیدا کردم و باهاش راهی گچساران شدم. دوتا از مسافرا که عقب بودن دوراهی بابا میدان پیاده شدن و ما دوباره راه افتادیم که دیگه نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.

ماشین از دره رفت پایین و راننده چون کمربند نبسته بود  به خارج از ماشین پرت شد و متاسفانه فوت کرد و مسافر دیگه که جلو نشست بود چون کمربند بسته بود فقط دست و پایش شکست که چه بسا اگر من جلو بودم شاید منم هم کمربند نمیبستم و من هم به خارج از ماشین پرت میشدم.

*آقای شجایی شمارو به بیمارستان منتقل نکردند؟

نه، بعد از اینکه به هوش اومدم دیدم توی آمبولانس هستم و تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده چون گل رفته بود توی چشمام، دوتا چشمم رو بسته بودن، نمیدونم چه معجزه ای بود که هیچ اتفاقی واسم نیفتاده بود و فقط کتفم مشکل پیدا کرده بود.

بعد از شست و شو دادن چشمام وقتی دیدم مشکلی ندارم با رضایت خودم پاشدم و با سرپرست تیم گچساران تماس گرفتم و آنها را در جریان اتفاقی که برام پیش اومده قرار دادم با وجود این که کتفم آسیب دیده بود به خاطر تعهد کاری که رو دوش خودم میدیدم هر جور شد خودم را با اون وضعیت نا بسامان و با اون لباسهای پراز گل و پاره پوره به گچساران رسوندم و سرپرست تیم گچساران من رو به مهمانسرای شرکت نفت بردند.

*آقای مجتبی یعنی با وجود اعلام حادثه ای که براتون پیش اومد و به تیم میزبان اعلام کردید شما رو به بیمارستان نبردند؟

تا اون موقع بازهم بدنم گرم بود و درد نداشت و از جایی هم که نمیخواستم جو بازی خراب بشه و بازی برگزار بشه خودم با خودم کنار اومدم. بعد از این که کمی استراحت کردم درد به سراغم آمد و حدود ساعت یک شب بود که از شدت درد مجبور شدم در اتاق نماینده فدراسیون که اتاق کناری ما بود رو بزنم و بیدارشون کنم و از ایشون بخواهم که برای من کاری بکنند البته ایشونم کاری از دستشون بر نیومد و نتونستن برام کاری انجام بدهند و دوباره مجبور شدم که به اتاق خودم برگردم و درد شدید کتفم رو تحمل کنم تا اینکه داور های کمک من ساعت چهار صبح رسیدن و کتفم روبستن.

*شجایی که که در کارنامه خود قضاوت بازی های لیگ برتر را هم دارد در ادامه صحبت ها خود گفت:

صبح دردم کمی کاهش پیدا کرد و تازه اونموقع بود که خبر به گوش فدراسیون رسید و با من تماس گرفتن که اگر شرایط بازی رو ندارم اعلام کنم تا فکری برای داوری بازی بکنن. قبل بازی به ورزشگاه رفتم و کمی گرم کردم و خداروشکر میتونستم بازی رو برگزار کنم و این موضوع را هم به فدراسیون و دپارتمان داوری اعلام کردم. بازی ساعت دو شروع میشد. داشتم آماده میشدم که به ورزشگاه برم که به ما اعلام کردند که اتاق ها رو تحویل مهمانسرا بدهیم. با اینکه از  شرایط بدنی من اطلاع داشتند و من هم دوباره وضعیتم رو براشون شرح دادم که وضعیت جسمی مناسبی ندارم با این حال اتاقها رو تحویل گرفتن و گفتند که شما وسایلتان رو جمع کنین خودمان بعد از بازی جای دیگه ای براتون هتل میگیریم.

*آقای شجاعی یک سوال دیگه که ذهن من رو در گیر کرده این هست که آیا بعد از رفتن به میدان چمن هیچ پزشکی برای بستن کتفتون حاضر نشد؟

بعد از این که اتاق ها رو تحویل دادیم ورزشگاه رفتیم و قبل از آماده شدن و بستن سیستم رادیویی هر چقدر گفتم که پزشک بیاد و کتفم رو ببنده متاسفانه هیچ اقدامی نشد و پزشکی نیومد؛ بازی داشت شروع میشد که به من اطلاع دادند نیمه اول رو سوت بزنم تا نیمه دوم پزشک بیاد و بهم رسیدگی بکنه. بعد از این که نیمه اول رو با تحمل درد سوت زدم نیمه دوم بازهم از پزشک خبری نشد و منم مجبور شدم نیمه دوم رو با اون وضعیت بد کتفم شروع کنم.

*بعد نیمه دوم هم پزشکی نیومد و شمارو برای درمان به بیمارستان منتقل نکردند؟

بازی که تمام شد اومدیم رختکن و تا اومدیم گزارش بازی رو بنویسیم و لباس عوض کنیم همه رفته بودن و نه از تیم میزبان خبری بود و نه از هتل.

یکی از کارمندهای تربیت بدنی با چند نفر از کارمندای نیروی انتظامی ما رو گذاشتن کنار جاده و رفتن؛ نگرفتن هتل یک طرف این کار اونا هم یک طرف. یعنی واقعا اونا نمیتونستن مارو تا ترمینال یا جایی برسونن که بتونیم ماشینی کرایه کنیم؟

من و دوتا کمکم که همراهم بودن به امید ماشین از پنج عصر تا نه شب کنار جاده موندیم که دیگه از سرما حتی نمیتونستیم با هم دیگه صحبت کنیم تا اینکه یه پراید اومد و دو نفر جا داشت کمکهام رو که در برابرشون احساس مسئولیت میکردم با پراید فرستادم و خودم وایسادم کنار جاده تا یه وانت نیسان منو سوار کرد و خلاصه با هر بدبختی ای بود خودمو به سمیرم رسوندم.

اینجای صحبت های مجتبی بود که پریدم تو حرفش و گفتم:« آقای شجاعی این طور که میگین نه مسئولان مربوطه اون شهرستان در این قبال هیچ مسئولیتی رو قبول دارن نه تیم های میزبان و نه حتی جویای حالتون شدن؟ درسته؟» مجتبی چیزی که من میخواستم رو نگفت ولی غیر مستقیم از برخی از مسئولین گله کرد.

داور شهرمون این حرفارو با حالتی کاملا دلگیرانه زد:« درسته مسئولان از من احوال پرسی نکردند و من هم انتظاری از آن ها نداشتم اما همین که توی این چند روز مردم عزیز و دوست داشتنی سمیرم بهم زنگ میزدن و جویای حالم شدند حالم رو بهتر کرد. من در تمام این سالها که توانستم بالاخره مدرک ملی داوری رو بگیرم فقط زیر نظر هیت فوتبال شهرستان اصفهان و کمیته داوران اصفهان که نمیدونم باید بگم متاسفانه یا خوشبختانه مورد حمایت بودم و برام جالبه که چرا وقتی هر سال مسابقات فوتبال سمیرم برگزار میشه منو یادشون میاد که اونم اگر من مخالفت بکنم یک نامه میزنن به استان برای محرومیت من که چرا من همکاری نمیکنم و ….»

این نکته رو هم باید اضاف کنم که هر ساله برای معرفی داوران به فدراسیون فوتبال باید تست بدنی و کتبی بدیم که دراین مدت تمام هیت فوتبالهای شهرستانها و اداره جوانان هر شهرستانی برای گرفتن سهمیه داوری تو کشور از داورهای خودشون حمایت میکنن ولی من هر سال تنها ساکم رو برمیدارم و به امید خدا میرم و خدا رو هم شکر میکنم که سه سال هست که با پاس کردن تستها به فدراسیون معرفی میشم.

mojtaba0

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP