تاریخ ساز ووشو جهان:

طلا نمی گرفتم ووشو را طلاق می دادم / ۸۶ مادرم برای هزینه ورودی مسابقات حلقه ازدواجش را فروخت

الهه منصوریان گفت: در سال ۱۳۸۶ هزینه انتخابیه تیم ملی وشوو باعث شد مادرم حلقه ازدواجش را برای من بفروشد.

به گزارش سمیرم خبر، الهه منصوریان یکی از سه خواهر افسانه ای ووشو جهان که موفق به تاریخ سازی در مسابقات آسیایی ووشو و شکست حریف چینی برای دستیابی به مدال طلا شد امروز در گفت و گویی دوستانه با تیم خبری ما لب به حرف هایی گشود که تا کنون به گوش کسی نرسیده بود.

پیش نویس خبرنگار :

سوالات زیر شرح مصاحبه ی بهنام منصورزاده خبرنگار سمیرم خبر با دوّمین عضو خانواده ی تکرار نشدنیه منصوریان یعنی الهه میباشد ، ناگفته نماند گفت و گوی چالشی ، اون هم با الهه ی کم اعصاب استرس زیادی داشت که به لطف خدا بخیر گذشت !!!

در تمام مدّت  این گفت و گو سهیلا ساکت نشسته بود ، فکر کنم ایشان استعدادی توی حرف زدن نداشته باشن بیشتر اهل مشت و لگد هستن (!) ، متاسفانه موفق به دیدن شهربانو هم نشدیم .

 

_   برای شروع اول پاسخ دهید آستانه ی تحمل شما در چه سطحی است ؟ چقدر طول میکشه عصبانی بشوید ؟ ( این سوالو فقط پرسیدم که حساب کار دستم باشه_بهنام منصورزاده )

خیلی سریع ، به سرعت نور عصبی میشم خیلیم زود پیشمون میشم ( که خب قطعاً دیگه پشیمونیشون سودی نداره انشالله با گل تو بیمارستان از دلمون در میارن_ بهنام منصورزاده )

 

elahemansoryan3_ در صورت عصبانیّت خدایی نکرده ، عکس العملی نشون میدین یا نه؟

بیشتر داد میزنم دعوا نمیکنم ( آره جون خودت ! _ ب . م )

 

_  چقدر رک باشم ؟

حله ، همه رو جواب میدم

 

_ مستند صفر تا سکو پیشنهاد چه کسی بود ؟ درباره شخصیت و رابطتون با مهتاب کرامتی حرف بزنید ؟ جایی خواندم  این اولین کار حرفه ای ایشان در تهییه ی مستند بوده است تایید میکنید ؟

پیشنهاد سحر مصیبی بود به تهیّه کنندگی طهورا ابولقاسمی و مهتاب کرامتی .

آشنایی ما بواسطه ی فیلم بدلکاران حرفه ای بود که من تو اون فیلم ایفای نقش کردم .

تهیه کننده فیلم مرز خطر هم مهتاب بود که دیگه اونجا صمیمی تر شدیم و رابطه ی ما خیلی خوبه الآن و ایشون برای استقبال از ما فرودگاهم اومده بود.

سحر مصیبی و مهتاب کرامتی اولین کار مستندسازیشون بود و خیلی هم از کارشون رضایت داشتند .

 

_ چه زمانی از مستندتون رو نمایی میشه ؟

این کار از پنج ماه قبل شروع مسابقات جهانی اندونزی استارت خورد و یکسال بعد آخرین فیلم برداری در فرودگاه امام خمینی تهران بعد از مسابقات آسیاسی انجام شد .

این کار الآن در دست تدوینه و احتمالاً تا اواخر آبان در دسترس عموم قرار خواهد گرفت .

 

– شما در مسابقات جهانی ۲۰۱۳ مالزی مدال طلاتونو تو بیمارستان به گردن انداختید ؟در طول مسابقه عملا یک چشم شما از کار افتاده بود ! میخوام بدونم اگر خدایی نکرده دوباره چنین مصدومیتی برای شما حین مسابقه پیش بیاید تسلیم میشوید یا مجدداً ادامه خواهید داد؟

تا شش ماه بعد از این مسابقه من توان غذا خوردن رو نداشتم ، از تمرین و تیم ملی عقب افتادم و از نظر روحی خیلی به هم ریختم ، این مصدومیت در دنیا باز خورد بزرگی داشت ، “بماند که من در دنیا شناخته تر هستم تا در کشور خودم .”

اگر اتفاقی حتّی به مراتب بدتر از این برایم پیش بیاید قطعاً باز خواهم جنگید . (استخوان صورت الهه در فینال ۲۰۱۳  از شش ناحیه خورد شد _ ب .م )

 

– شما به بزرگترین افتخارات ممکن در عمر ورزشی یک ورزشکار دست پیدا کرده اید ، از این پس برای کدامین سکّو خواهید جنگید ؟ انگیزه ی شما نسبت به قبل کمتر نخواهد شد؟

من فقط چینیا رو میخواستم شکست بدم که دادم ! ( کلاً خیلی با چینیا مشکل داره ارجاعتون میدم به مصاحبه ها و خط و نشون های الهه قبل از مسابقات جهانی برای چینی ها _ ب.م )

ما همیشه تو مهمترین رویدادها و تورنُمت های ورزشی مثل اینچئون و گوانجو از چینی ها شکست خوردیم ، این اولین بار بود که چین به دست ما مغلوب شد و این باعث ترس اون ها از ما خواهد شد .

“من شب و روز انتظار طلای المپیک رو میکشم” و امید دارم هشت سال دیگه رشته ی ووشو وارد المپیک بشه  و در نهایت به بزرگترین حسرت زندگیم پایان خواهم داد .

 

– چقدر وقت صرف اینستاگرام میکنین؟

(در اتّفاقی بسیار بسیار نادر الهه بعد از پرسیدن این سوال خندید !!!!!! _ ب.م )

بچه ها میگن زیاد ولی روزانه فقط یه پست میذارم و معمولاً آخر شب یه سری کامنت ها که فکر میکنم ارزش جواب دادنو دارن رو پاسخ میدم.

 

_ دقّت کردین نسبت به بقیه ی چهره ها خیلی کم فحش میخورین ؟

بله ، خوشبختانه اکثر کسایی که وارد پیچ من میشن ، انسان های ورزش دوستی هستن ، ممنونم از همشون .

 

– سهیلا ۳۱۵ فالوور شهربانو ۸۲۵۴ الهه ۱۹٫۶ هزار ( با خودم ) دلیل محبوب تر بودن شما در فضای مجازی چیست ؟

راستش سهیلا که حافظش ضعیفه مجبور شد یه بار پیچشو عوض کرد ( کدشو فراموش کرده )

نمیدونم چرا واسه من بیشتره ، اینو از مردم باید بپرسین !

 

– کپشن ها تونو واقعا خودتون مینویسین ؟ کپشنی مثل مقایسه ی خودت و شهربانو با شخصیت اول  سریال قصه های مجید که من به دلیل جذابیتش بار ها و بار ها از اوّل اونو خوندم به قلم یه خانوم  دیپلمه شایدم پیش دانشگاهی چطور نوشته میشه ؟ اصلاً موفق شدین پیش دانشگاهیتونو بگیرین ؟

(بعد از این سوال دستاشو به هم گره کرد! )

بلهههه ، من اصن دارم میرم دانشگاه شهید بهشتی تهران ، یعنی مجبور شدم برم دانشگاه !!!!! به خاطر مسابقات جهانی دانشجویی .

من درسو دوس ندارم ، یعنی از نشستن سره کلاس و درس گوش دادن خوشم نمیاد .

من هنر دوس دارم امّا به خاطر موقعیّت ورزشی ام تربیّت بدنی خواهم خوند .

در آخر کپشن ها نوشته ی خودمه یعنی حرف دلمه .

 

– میشه خواهش کنم بعد از مصاحبه خبرنگار ما رو فالو کنین یا در صورت رضایت از مصاحبه تو یه پست  تگش کنین؟

(میدونم باورش سخته ولی دوباره الهه  خندید !)

بله فالو میکنم ، لینک مصاحبه رو خواهم گذاشت و تگتونم میکنم .

 

– طلا را برای من کنار بگذارید!!  این جمله باز هم از زبان الهه منصوریان به گوش دنیا خواهد رسید ؟

این جمله قبل از این مسابقه بیان شد .

سال گذشته حذف تلخ من وسهیلا دلایلی داشت ( الهه قبلاً هم از این اتّفاق تلخ حرف زده بود ، تاکید او قطعاً به دلیل شُکّی است که پس از این اتّفاق ، به او و خواهر کوچکترش وارد شد . )

مهمترین دلیل این اتّفاق اشتباه مربّی من بود ، ایشون تاکید عجیبی به استفاده از فاکتور قدرت بدنی در حین مسابقه داشت که خب این برای من مقدور نبود مثلاً اگر فیلم این دوره از مسابقات رو دیده باشین متوجه میشین که برگ برنده ی من در مسابقات مخصوصاً مقابل چینی ها تکنیک و سرعت بالای من بود .

“فدراسیون منو از رفتن به مسابقات به دلیل ترس از تکرار شکست های پیشین محروم کرد” ، این ضربه ی سنگینی بود که باعث شد بلافاصله بعد از حذفم وارد چین بشم .

من چهار ماه در سخت ترین شرایط اسکانی و تغذیه ای در چین تمرین کردم ، چهار ماهی که هیچ ورزشکاری قادر به تحمّل اون شرایط نبود، من شب و روز به خاطر چیزی که الآن هستم عرق ریختم .

“شک نکنید اگر این دوره طلا نمیگرفتم ووشو رو برای همیشه طلاق میدادم .”

 

– رابطه شما با ژانگ یو جیه همانقدر که در عکسهایتان بر آن  تاکید دارید دوستانه است  ؟

سال ۸۹ در چین مربی باشگاهی بود که من و شهربانو اونجا تمرین میکردیم.

رابطه ی بسیار خوبی داریم . ( آش هم واسش درست کردن ، تصاویرش هست _ ب.م )

 

-درباره ی ورودتان به عرصه ی سیاسی_انتخاباتی شهرستان بگویید ؟ آیا شما صلاحیت ورود به این عرصه را دارید ؟ نگران تخریب وجهه تان از این طریق نیستید ؟

“من هیچ گاه نماینده نخواهم شد” ، ورود من به این عرصه برای بهبود بخشیدن به شرایط شهرستان از نظر امکانات ورزشی بوده ، مثلا “در قبال حمایت از محبوبه منصورزاده هیج مبلغی دریافت نکردم” از نظر مالی احتیاجی به این کمک ها ندارم .

“من چهره ی مردمی هستم” ، و اگر ورود من باعث آزردن مردمم میشه معذرت میخوام و مطمئن باشید که این کار تکرار نخواهد شد .

 

– در مورد مراسم استقبال از شما چه در استان و چه در شهرستان شنونده ی صریح ترین انتقادات شما هستیم :

سهیلا و شهربانو کمی حسّاس هستند امّا من تلاشم واسه مردممه و انتقادی نمیکنم .

رییس کل اداره ی ورزش جوانان استان اصفهان به استقبال ما نیومدن” و روز بعد از ورود  ما به استقبال تیم ووشوی مردان رفتند که به نظر من این تفاوت گذاشتن اصلا قشنگ نیست ولی تاکید میکنم که من اهمیّتی نمیدم .

“هیچ نیازی به مسئولین ندارم” اون ها به ما نیازمند هستند.

(( نکته ی دیگه این که ما سه خواهر ،  مدالی خوش رنگ تر از مدال قهرمانی رو لحظه ی ورودمان به میدان اصلی شهر از همشهرستانی هایی گرفتیم که حتی گرمای تابستان مانع حضورشون برای استقبال ما نشد.))

دوستان من تو فضای مجازی بار ها و بار ها به من پیام دادن و واسشون خیلی عجیب بود چنین استقبال پرشوری از طرف مردم برای ما صورت گرفته باشه .

 

– این که گاهی صدا و سیما زادگاه شما را اصفهان معرفی میکند به پیشنهاد شماست ؟ اگر نه تا کنون اخطاری داده اید ؟

من همیشه زادگاهم رو خاک عزیزم سمیرم میدانم و هیچ اطّلاعی از دلیل این که چرا گاهی محلّ تولّد من رو اصفهان معرفی میکنند ندارم ، احتمالاً به اشتباه این اتّفاق رخ داده .

 

– من از کودکی شما را میشناسم بزرگترین محرک الهه ، شهربانو و سهیلا برای رسیدن به رفیع ترین سکّو های آسیا و جهان را می توانم مادرتان معرفی کنم ؟

( این سوال دردهای الهه را به زبانش آورد ، او که این بار شعار ها را به واقعیّت بدل کرده بود و سهیلا که سرش را از خوش حالی و کمی هم بغض پایین انداخته بود _ب.م)

مادر من حرکت هایی کرد که هیچ گاه فراموش نخواهم کرد .

ما از اوج فقر به سکّو رسیدیم و نقطه ی شروع این پرتاب مادرم بود .

سال ۸۶ مادر من برای پرداخت هزینه ی ورود من به مسابقات (( حلقه ی ازدواجش )) را فروخت… .

بعد از این مسابقه من وارد تیم ملی شدم .

 

– از نرگس محمدی وقتی در برنامه ی خندوانه پرسیده شد که چرا ازدواج نمیکنی ؟  پاسخ داد خواستگار ندارم  ، اگر من از شما این سوال رو بپرسم خیلی رُک پاسخ میدین ؟

این سوال قبلاً هم از من پرسیده شده بود .

من پونزده شونزده سالگی خواستگار داشتم .

الآن خواستگارام کم شدن ، اکثراً میترسن بیان خواستگاری (حقّم دارن خب_ ب.م ) .

در کل اصلاً الآن به فکر ازدواج نیستم .

 

_به نظر خودتون اگر ووشو جز المپیک می بود ،آیا نام سه خواهر افسانه ای سال ها قبل از کیمیا علیزاده به گوش دنیا نمیرسید ؟

اوّلا تبریک میگم به کیمیا کار بزرگی کرد و در ادامه اگر ووشو جزء المپیک میبود من صد در صد۲۰۱۲ پکن خوش رنگ ترین مدال رو میگرفتم .

 

_ از توانایی رزمیتون تاحالا در بیرون تشک مبارزه هم استفاده کرده اید ؟ راستشو بگید چون من سوال الکی نمیپرسم !!

 آره بابا من عصبانی بشم میزنم !!! ( جوابو تو رو خدا _ ب.م)

دعوا زیاد کردم !!!! داداشمو یه بار آبشار زدن انقد زدمشون !!! ( اصن قهرمان به این رُکی کجا سراغ دارین ؟؟؟ _ ب.م)

 

– چند کلیپ مبارزه ی شهربانو خواهر بزرگترتونو دیدم ، آیا ایشون واقعا به اندازه ی فیلم های مبارزاتش خشن هستن ؟ (اگه باشه خدا به داد شوهرش برسه !)

شهربانو تو زمین خیلیییی خشنه ، من اگه میتونستم به اندازه ی اون تو زمین خشن باشم خیلی زود تر به این مقام رسیده بودم ، معمولاً ازش خیلی میترسن امّا شهربانو تو زندگی خیلی باحاله ، پنج شنبه جمعه ها که تو مرخصی هستیم همه توتیم ملی دنبال شهربانو هستند .

جدا از اینا شهر بانو خیلیم به حرف شوهرش گوش میده . ( فکر میکنم واسه اینه که شوهرش بدنسازه ! )

 

– دوست دارید تیتر مصاحبه من با شما رو خودتون انتخاب کنید:

 

_آخرین کلام :
دو بار درخواست شهربانو برای دیدار رهبر پذیرفته نشده ، کاش روزی ما سه خواهر به این آرزوی دیرینه ی مان یعنی دیدار با ایشان در بیتشان برسیم .

 

-دست نوشته ی بهنام منصورزاده خبرنگار سمیرم خبر:
امروز قهرمانانی را دیدم که عادّی تر از حتّی معمولی ترین مردم اطرافم حرف میزدند و میخندیند .

خواهرانی که از زیر خطّ فقر شروع کردند و به لطف عنایت خدا ، از خود گذشتگی مادر نازنینشان و تلاش های شبانه روزیشان به ستاره های سهیل کشور تبدیل شدند ، عزیزانی که تاریخ در مورد افتخاراتشان لب به سخن خواهد گشود.

الهه که غرورش اجازه نمیداد از دردهایش بگوید ، آرام میخندید و گاهی به فکر فرو میرفت ، او که قطعاً اگر در هر شهری جز شهرستان ما به کار خود ادمه میداد اکنون برای ارتباط و مصاحبه گرفتن با ایشان مجبور بودیم روز ها و هفته ها پشت درهای متعدّد بایستیم و انتظار بکشیم ، اکنون در میان ماست و ما این بزرگ ذخیره ی نه تنها شهرستان و کشور بلکه دنیا را نادیده میگیریم.

او و خانواده ی پرافتخاری که هرگز به اندازه ای که لیاقت آن را داشتند مورد تقدیر مسئولین قرار نگرفتند .

امیدوارم ، امیدوارم در آینده برای چندمین بار ،  شاهد ترس حریفان از سه خواهر افسانه ای مان باشم ، مطمینّم قدرت باور نکردنی اراده ی این سه، دوباره هم سر بزرگترین مدّعیان کسب مدال را جلوی پرچم سه رنگ و مقدّسمان خم خواهد کرد .

مثلث خشم شهربانو ، عطش بهتر بودن الهه و نعره های هولناک سهیلا بدنه ی اصلی ووشوی کشور را اداره خواهد کرد و نام خواهران افسانه ای منصوریان در تمام عمر ورزشی ایشان پشت مربّیان کره ای و چینی و آسیایی را خواهد لرزاند.

بدانید که دوستتان داریم و با قلم و حنجره علاقه ی مان به شما را فریاد خواهیم زد .

با آرزوی موفقیّت برای خانواده ی تکرار نشدنی منصوریان .

باشد که به سلاح قلم رستگار شویم.

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید.

بهنام منصورزاده خبرنگار سمیرم خبر

  1. 13 گفت:

    موفق ، شاد ، سلامت و سرزنده باشن ، بسیار … هم ایشون و هم دو خواهر دیگه
    باز امیدوارم از سه خواهر منصورزاده به بهترین نحو از طرف مسئولای شهری تقدیر بشه ( تا انگیزه بشه برا بقیه جوونا … باز فکر کن )

    ( سمیرم خبر یا سمنا ؟! تکلیف مخاطب تونو مشخص کنین … یک دو سه ، یک دو سه )
    ایشالا که خواهرای گرامی هم تو معرفی شهرشون کم نمیذارن ( پیشاپیش سپاس )

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP