کارگردان گروه نمایشی برگ سبز:

تندیس بهترین بازیگر فجرم آرزوست !

گروه برگ سبز جمعی از هنرمندان شهرستان سمیرم می باشند که با خلا برنامه های فرهنگی هنوز در کنار چند گروه باقیمانده دیگر به فعالیت خود ادامه می دهند.

به گزارش سمیرم خبر، سوژه برای کف شهر به اندازه ی کافی وجود داشت امّا ، ترجیح دادم دوّمین گفت و گوی من در مورد تلاش فرد یا افرادی باشد که سند فعالیّت شبانه روزی ایشان را به خوبی بنر های منصوب در شهر گواهی می دهند.

<<برگ سبز>> نام گروه تئاتری که در این خلا وجود فعالیت فرهنگی شهرستان ، چراغی نو بر افروخت و علی رغم تمام محدودیّت ها و سنگ اندازی ها سر خم نکرد و با بدنه ای کاملا جوان و بومی ، با توکل به خدا و تلاش مضاعف اعضاء ، مخصوصا کارگردان کم سن خود ، به صورت خود جوش تمرین کرد و برای دقایقی دل نسبتا غمگین همشهری های عزیز شهرستان را شاد کرد.

برای تکمیل این معرفی نامه سراغ اصلی ترین رکن این مجموعه یعنی << حجت الاعظم قنبری فرد >> رفتیم تا اطلاعات کامل تری نسبت به (( برگ سبز )) پیدا کنیم.

حجت الاعظم قنبری فرد متولّد نوزدهم اسقند ماه هزار و سیصد و هفتاد و پنج ، از ده سالگی وارد بازیگری شده و از شونزده سالگی کارگردانی .
دو تا تندیس جشنواره ی ملّی مدارس دارم و در فستیوال یونان هم حضور داشتم .
اکنون هم کارگردان و بازیگر گروه برگ سبز هستم.
بازیگر مورد علاقه ام مرحوم خسرو شکیبایی بوده و هست .

_ چرا برگ سبز ؟؟؟
به قولی این نام برگرفته از عبارت (( برگ سبزیست تحفه ی درویش )) بوده و این حداکثر توان من و گروهم برای خدمت به زادگاهم هستش .

_ آیا پوشش ظاهری شما ، یعنی همین چند دستبند و ساعت و تی شرت شبیه به روزنامه کیهان و موهای گاهاَ سیخ و گاهی هم فرفری و در کل تیپ غالباً عجیب غریب شما به خاطر موقعیت هنری شماست یا نه ، کلا این مدل پوشش شکل ایده آل شماست؟
ساعت و انگشتر و دستبند و کلاً دوس دارم ، یعنی اگه بازیگر هم نبودم بازم این طوری میپوشیدم _ {{ راست میگه من بچگیشو به یاد دارم تازه لباس کشتی کچ کارا رو هم میپوشید  – بهنام منصورزاده }}

_ رزومه ی گروه ، نام اعضاء و نقش ایشان در نمایش را برای مخاطبین ما بیان کنید :
برگ سبز از نود و یک شروع به فعالیّت کرد و تا کنون با اعضای مختلف و عناوین نمایشی مختلف اعم از : بازی نوشته حسن حاجت پور ، نارنج و ترنج  نوشته امید نیاز،  قصّه ی بخت ( اوّلین نمایش عروسکی شهرستان ) اثر داوود فتحعلی بیگی ،  هی تو اثر امید نیاز ، هملت شاهزاده ی دانمارک  اثر تولستن لتزر به فعالیّت خود ادامه داده .
آوا طغرایی (افلیا )، قاسم سلمانیان ( پادشاه دانمارک )، امیررضا داوودی (هملت ) ، امیررضا آقایار (دلقک ) ، اعظم آصفی (جادوگر ) ، حمید پیرمرادیان (برناردو) ، مهران شجاعی ( فرانسیسکو ) ، احمدرضا خندان ( پولونیوُس) و خودم ( کلادیوُس ) کادر بازیگری این نمایش رو تشکیل داده ایم.
سیّده فروغ السّادات قائم مقامی و جواد داوودی اعضاء غایب نمایش بودند . ( خدا رحمت کنه _ بهنام.م )
محمّد امین پیرمرادیان مسئول موزیک – آچار فرانسه ، داریوش صابری مسئول نور صحنه ، مهدی قنبری مسئول موسیقی و دکور ، علی منصوری مسئول ساز های کوبه ای هم از عوامل نسبتا پشت صحنه ی ما هستند .
_ سطح تئاتر خود در شهرستان را در چه حد می دانید :
بی رقیب !!!
{{ اینم عین داداششه _ بهنام . م }}

  _ مزّه ی شیرین حاصل از درآمد گروه فقط زیر زبان شما می رود یا بقیه ی اعضاء هم در آن سهیم اند :
{ این سوال فقط به منظور تفرقه افکنی در گروه بیان شد_ ب.م }
همه به میزان کارشان در سود و درآمد سهیم هستند ، شما نگران بچه ها ما نباش !!!

_ من در آخرین اجرای شما به عنوان یک مخاطب حضور داشتم ، و شاهد دیالوگ های جالبی که بوی شیطنت های سیاسی می داد بودم ، آیا هدف این دیالوگ ها فقط ایراد سخن بود یا نه حاوی پیام خاصّی بودند ؟
این ها نقد هایی هستند که باید بیان میشدند ، هر چند بسیار اندک ، ولی باید بیان میشدند .

_ شعار شما :
هدف من بازیگر شدن نیست ، میخواهم بزرگترین بازیگر جشنواره ی فجر شوم .
((کلا بلند میپره _ ب.م))

_ حاضرید برای علاقه مندان به این حوزه ی هنری کلاس یا دوره برگزار کنید ؟
در قالب کلاس صد البته ، اگه علاقه مندش وجود داشته باشه !

_ تندیس بهترین منجنیق (( کسی که خیلی تو کارتون سنگ انداخته )) ، رو تقدیم میکنید به :
آقای ه . م {{ ایشون اسمو خیلی رک گفتن من مجبور شدم شبیه مجرما مخفف بنویسم که بر نخوره به کسی_ب.م }}
در کل تقدیم به گروه تئاتر شهرستان سمیرم
و از کلیّه ی ارگان ها اعم از ارشاد اسلامی ، حوزه ی علمیّه ی امام صادق ، سپاه پاسداران و شهرداری نهایت تشکرو دارم .

_ در آخر حرفی ، حدیثی ،  لنگه کفشی !!!
خدا میدونه تمام تلاش من برای خدمت به مردم بوده ، به مخاطب و هم شهرستانی های عزیزم همیشه بیشترین احترام رو گذاشته و خواهم گذاشت   واقعا از برخورد و لطف ایشان با خودم هم نهایت تشکر رو دارم .
جدا از این مسایل طبق قولم به بچه ها این آخرین کار من برای شهرستان خواهد بود شاید بهتر باشد در دنیایی بزرگتر از جایی که الآن هستم به دنبال آینده ی خودم باشم .
باشد که همه شاد باشید.
پایان

دست نوشته ی خبرنگار سمنا _ بهنام منصورزاده :
وقتی از کارگردان دوست داشتنی خواستم انتقادی کند با لبخندی گفت اهل انتقاد نیستم ، پس از زبان خودم مینویسم .
گاهی باید به حال خودمان سخت بگرییم شهرستانی با این همه پتانسیل و میلیارد میلیارد سود و سیب و سرمایه از ابتدایی ترین امکانات مثلا یک سالن اجتماعات چهار صد ، پانصد نفری محروم بماند .
باید بغض کرد ، زمانی که می بینیم دردها ی این نوجوان بیست ساله ، سال ها و سال ها شنیده نشده ، او که شب و روز برای هماهنگی یک گروه پرکار تلاش کرد و در تمام این سال ها مسئولین ما ایشان و برگ سبزشان را از کوچک ترین جایزه ای محروم کردند.
باید سر را پایین انداخت ، تا این همه درد و محدودیت و محرومیت همشهریان مان کمتر به چشممان بیاید و کم تر عذاب ببنیم .

من و گروه سمیرم خبر هم چنان در کف شهر آماده ایم تا بلندگوی شما باشیم، ما را در تلگرام دنبال کنید و سوژه یاب ما باشید .
باشد که به سلاح قلم رستگار شویم .
خبرنگار سمیرم خبر بهنام منصورزاده

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP