یادداشت:

چون من بدون هیچ!

سال ها قبل گفته می شد نمایندگان مجلس طرحی برای ساماندهی این قشر بی سر و سامان ترتیب داده اند اما با گذشت سالها هنوز هم خبری از ساماندهی نیست که نیست.

پایگاه خبری سمنا – محمود افشاری/ می گویند خبرنگاری علاقه و عشق خاص خود را می خواهد.می گویند خبرنگاری و نوشتن خبر و گزارش شور و شوق خاص خود را طلب می کند.

خیلی ها بویژه در شهرهای کوچکتر گمان می کنند که خبرنگار حلّال همه مشکلاتشان است. علی الظاهر پرستیژ و کلاس خاصی هم دارد و از آن دست پیشه هایی است که درونش گونه ای و برونش گونه ای دیگر است.

البته از حق نگذریم چند سالی است خبر و خبرنگاری و خبرگزاری و … بهتر از سابق معرفی شده و جا افتاده است. هر چند هنوز هم کمبودها، کاستی ها و مسائل متعدد و دشواری دارد. مسائل و مشکلاتی که بیشتر به مصائب حل ناشدنی برای فعالان این بخش می مانند و کسی را هم یارای حل و فصل یکباره و ساماندهی آنان نیست.

سال ها قبل گفته می شد نمایندگان مجلس طرحی برای ساماندهی این قشر بی سر و سامان ترتیب داده اند اما با گذشت سالها هنوز هم خبری از ساماندهی نیست که نیست.

تنها ساماندهی این وضع نابسامان راه اندازی پر اشکال و مشکل سامانه ‘ سَمان ‘ خبرنگاران و روزنامه نگاران و سردبیران بود که آن هم با فراز و نشیب ها و بهانه جویی ها و حتی سنگ اندازی های زیاد همراه شد. خبری از بهتر شدن وضعیت شغلی حرفه ای، حقوقی و بیمه ای اصحاب رسانه نیست. البته در این بخش اقدام هایی شده اما بیشتر شبیه «بازی با قانون» نانوشته ای می ماند که انتهایی جز سر درگمی ندارد؛ در انتها هم به پرداخت سرانه درمان برای عده ای و قطع بیمه بخشی دیگر از اصحاب خبر منتهی شد.

در این بین خبرنگاران محلی و شهرستانی وضعیتی به مراتب نابسامان تر دارند. آنهایی که دفتر کارشان منزل خودشان و ابزار کارشان هم اموال شخصی است.

حیّ عَلی خیرِ الخَبرشان هم با تلاش و مجاهدتشان بدون چشمداشتی محقق است. هر خبر خاص و اندک بوداری هم که مخابره کنند به سبب کوچک و محدود بودن حوزه فعالیت بلافاصله با واکنش هایی از سوی اقوام، همسایگان، مسوولان و حتی مدیران و نمایندگان فعلی و برکنار شده و سابق و تماس با نزدیکان خبرنگار محلی مواجه و درگیر می شوند.

از اینها گذشته خبرنگار شهرستانی تنها خبرنگار یک حوزه کاری خاص نیست و از تهیه خبر اجتماعی و سیاسی و فرهنگی گرفته تا گالری تصاویر و ارسال آنها با هزار امید حل مشکلات هم با خود آنهاست.

بگذریم؛ امسال هم روز خودمان گذشت و کسی هم پیدا نشد با ما مصاحبه ای کند و دغدغه و حالمان را جویا شود! شاید اگر خبرنگاری از من می پرسید اگر بار دیگر به سال ها قبل باز می گشتید و می خواستید شغل و حرفه ای انتخاب کنید باز هم خبرنگاری را انتخاب می کردید، من اما این بار نه به مانند خیلی از مصاحبه های فانتزی تلویزیونی و رادیویی، بلکه از دریچه واقعیت زندگی شخص خودم پاسخ می دادم: «محال بود دیگر سراغ این حرفه دوست داشتنی بروم».

حرفه ای که انتهایش دست کم از حیث شرایط اقتصادی و حتی اجتماعی، اگر پشتت به دارایی پدری و سرمایه و فعالیت دیگری گرم نباشد، می شود خبرنگاری چون من، بدون هیچ!

انتهای پیام/

Go to TOP