یادداشت /

دوستانم شهید گمنام اند ، نام من شد بسیجی فعال

aghalarسمنا – محمد حسین آقالر/ یکی بود ، یکی نبود. تا یادم می آید قصه ها را این گونه شروع می کردند تا مستمع خوابش ببرد. اما من قصه را این گونه شروع می کنم تا بجای این که مخاطبم خوابش ببرد بیدار شود، یکی رفت یکی نرفت. یکی برگشت و یکی برنگشت ، یکی با پای خودش آمد، یکی بر دوش مردم آمد و یکی با پلاک آمد و اما…. یکی آمد بدون پلاک، بدون اسم . نام این قصه را نمی دانم چه بگذارم. بهترست این قصه نام نداشته باشد چرا که قهرمانان واقعی این قصه نیز نام ندارند.

امروز یکشنبه ششم تیرماه ۹۵٫ نگاهم خیره شد به مسافرانی  که از جنوب کشور به سمیرم آمده بود، یک خانواده ۵نفری. از پلاک ماشینشان فهمیدم جنوبی هستند. یادش بخیر ۵ سال پیش هم شهر من میزبان خانواده پنج نفری شد که اتفاقا آنها هم از جنوب آمده بودند. خانواده ی پنج نفری که نه ماشین داشتند که پلاک داشته باشد و نه خودشان پلاک داشتند. ما  آنان را شهید گمنام نامیدیم. و هروز گمنام تر از دیروزشان شدند. اما واقعیت این است که آنان گمنام نیستند و آوازه ی شهرتشان تا آسمان هفتم پیچیده است. آنکه با شهرت قهر است گمنام می آید، گمنام می ماند و گمنام می رود و خوب می داند که اوج شهرت در همین گمنامی هست.

یادم به حرف عزیزی افتاد که گفت آدم باید برای خدا مشهور باشد نه برای خلق خدا، برای خلق خدا گمنام بمان تا پیش خدا مشهور و محبوب شوی، در دنیایی که اکثر مردم نان نامشان را میخورند، گمنامی یک فضیلت فراموش شده است، شهید گمنام نامش مشخص نیست اما راهش مشخص است، راه شهید گمنام راه مردیست که شب ها ناشناس به سراغ ایتام میرفت و تا لحظه ی شهادتش هیچ کس او را نشناخت ….
۵ سال میگذرد ولی یادمان شهدای گمنام سمیرم هیچ فرقی نکرده است. در  طول این چند سال ، نصیبشان از بودجه ای که هزاران میلیاردش را اختلاس کردند و حقوق های نجومی گرفتند، فقط یک سنگ قبر بود.

این ارگان می گوید آن ارگان مسئول است، این مسئول می گوید آن مسئول مقصر است. یادم به سخن شهید باکری افتاد که میگفت: بعد از جنگ به سه گروه تقسیم می شویم: عده ای به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از گذشته پشیمان می شوند، دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند وهمه چیز را فراموش می کنند .دسته ای به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد.

شاید اگر کمی به گذشته وفادار بمانیم و فراموش نکنیم این شهدا برای چه رفته اند و راه بی تفاوتی را کنار بگذاریم، شهدا شفیع ما در روز قیامت خواهند بود چرا که به تعبیر خداوند ، شهدا زنده اند و نزد خداوند روزی دارند.

به امید اینکه  خود را به تغافل نزنیم و نگوییم شهدا شرمنده ایم و کاری کنیم که بیشتر شرمنده ی شهدا نشویم

  1. شهروند گفت:

    با سلام
    خدمت برادر بسیجی
    شما به نوبه خودتون تا چه حد سعی کردید برا جامعه نقش آفرینی کنین ؟

  2. درنا گفت:

    فکر نکنم نویسنده ادعا کرده کاری کرده
    فقط یه تلنگر برا مسولین شهرستان هست
    که از وظیفه ی نشر فرهنگ شهادت غافل شدند
    اقای اقالر از افتخارات این شهرستان هستند که تا جایی که بنده خبر دارم تو بحث فضای مجازی بسیار دارند تلاش میکند و حتی خیلی از فعالان فرهنگی کشور ایشونو میشناسند

    خدا قوت

  3. ماهان گفت:

    به نظر من همین که نویسنده محترم توانسته اند اینقدر زیبا عقاید خودشان را بنویسند قابل تقدیر است و به امثال همشهری محترم باید گفت مگر سایر بسیجان چه کرده اند.از حرف تا عمل همیشه راه بسیار بوده است .شاید شرایط برای عده ای فراهم نبوده است که وارد عمل شوند ولی عمل کردن فقط وظیفۀ عده ای خاص نیست وظیفۀ همۀ ماست.نقش آفرینی مفهوم گسترده ای دارد که با شناختی که از نویسنده دارم ایشان مصداقی از آنند.

  4. شهروند گفت:

    سلام علیکم
    البته من شناختی روی نویسنده ندارم.بهمین خاطر ازش در خصوص نقش افرینی پرسیدم.
    گفتم شاید نویسنه از همون آدمایی باشه که فقط حرفای خوب میزنه و با عمل فاصله داره.
    بنظر من کسی که در جامعه به وظیفه خودش خوب عمل می کنه و در راستای نقش آفرینی اجتماعی جهاد میکنه ارزشش مثل یه شهید زندس.
    و کسایی که بسیجی واقعی باشن استعداد این قضیه رو دارن.

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP