سه پرده از زندگی نورانی امام جواد علیه السلام

یکی از محورهای هر حرکت انقلابی شناخت دشمن اصلی است. و هزینه نکردن فرصت ها با هجمه های پوچ یا ضعیف است امام با شناخت دشمن اصلی آن زمان که جزو زیرکترین خلفا بود و نسبت به مسائل دین واقف بود. توانست توطئه های مختلف را خنثی کند.

به گزارش تیم رصد پایگاه خبری سمنا به نقل از صاحب نیوز – سید محمد حسین اخوان/ در عصر امام جواد(علیه السلام) گروه ها، نحله ها و فرقه های مختلفی بود که مروج انحراف بودند. حضرت با آنها به جدیت مبارزه می کردند.

ولادت
امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع ) در سال ۱۹۵هجری در مدینه ولادت یافت.
نام حضرت محمد معروف به جواد و تقی است.
القاب دیگری مانند: رضی و متقی نیز داشته، ولی تقی از همه معروفتر می باشد . مادر گرامی اش سبیکه یا خیزران است که این دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت است.

امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر ۸ سال بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت.

۱) پیرایه نگه داشتن نظام دینی و معرفتی
یکی از اقدامات کلیدی امام جواد(علیه السلام) مقابله و مبارزه با شبهات و تحریفات و شایعات آن عصر بود. در آن دوران معارف اسلامی توسط امامان قبل ابلاغ شده بود. در دوران طلایی امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) شاگردان حضرت جامعیت دین را دریافت کرده بودند.حرفها گفته شده بود. اما وقت آن شده بود که عده ای که هماره به دنبال سوء استفاده هستند و آنان که سالیان سال بر نابودی اسلام ناب نقشه کشیده بودند خود را نشان دهند.

در عصر امام جواد(علیه السلام) گروه ها، نحله ها و فرقه های مختلفی بود که مروج انحراف بودند. حضرت با آنها به جدیت مبارزه می کردند. مثلا در مورد واقفیه که قائل به غیبت موسی بن جعفر(علیه السلام)بودند هشدار دادند که مردم پشت سر آنها نماز نخوانند و با این کلام تمایز بین جریان حق و باطل نشان دهند. همچنین که حضرت در مورد غلات و گروه مجسمه موضعگیری های تند و قابل توجهی دارند. دین اگر پیرایه از انحرافات نشود هر روز انحرافی سر باز میکند تا آنجا که از اصل آن چیزی باقی نماند. این نقش را هرکس نمی تواند ایفا کند. بلکه شان کسی است هم جایگاه دارد و هم علم آن را. قطعا انحراف خود را شبیه به حق نشان می دهد و تشخیص و شجاعت لازم در تصریح به آن شان امام جامعه است.

۲) آزاد اندیشی دینی
بی شک دین از طریق سلطه منتقل نمی گردد بلکه با بیان معارف و انتقال اندیشه ها ترویج می گردد. دینی که با زر و زور به اعتقاد بدل شود با همان هم از بین می رود. انبیا و معصومین همواره به دنبال بارور کردن اندیشه ها بودند. تا آنجا مردم خود طریق را بیابند و به سمت آن حرکت کنند. البته آن گاه که مردم مشتاقانه به امام خود دل بسته اند فرصت را هدر نمی دهند که بخواهند خود گفتگویی داشته باشند.

دائم در تلاشند که از امام خود بهره ببرند اما در شرایطی که حق و باطل به هم آمیخته میشوند یکی از کارهای امام ایجاد و گفتگوهایی آزادانه در باب حق و باطل است که در دوران قبل امام باقر و امام صادق و امام رضا شیعیان بیشتر مشتاق شنیدن بودند اما باتوجه به رشد انحرافات و خصوصا اینکه عده ای شبهه امام نوجوان داشتند می طلبید تا با این گفتگوها اثبات حقانیت شیعه و مکتب و امامت شود.

۳) دشمن شناسی امام
یکی از محورهای هر حرکت انقلابی شناخت دشمن اصلی است. و هزینه نکردن فرصت ها با هجمه های پوچ یا ضعیف است امام با شناخت دشمن اصلی آن زمان یعنی مامون عباسی که جزو زیرکترین خلفا بود و نسبت به مسائل دین واقف بود. توانست توطئه های مختلف مامون را خنثی کند. یکی از این توطئه ها به زور خواست دخترش را به ازدواج امام در آورد. که امام زیرکانه آن را پذیرفت و بدین طریق نقشه کشته شدن خودش و یارانش را به حسب این وصلت خنثی کرد.

گفته شده از این وصلت امام صاحب فرزندی نشده است که این خود گواه بر عدم تمایل امام به این ازدواج بود.امام همواره سعی میکردند در رابطه با روشنگری نسبت به مواضع دشمنان مردم را هوشیار و زمینه بی اعتنایی به رفتارهای منافقانه عباسیان را ایجاد کرد.

شهادت
بی شک اگر امام جواد علیه السلام که عده ای به حکم اینکه در نوجوانی به امامت رسیده و شایستگی امامت را ندارد از دور او پراکنده شدند. و دشمنان با این حرف ها امامت را تضعیف می کردند مهمترین دلیل بر جایگاه رفیع امامت و تاثیرگزاری این امام جوان آن است که ایشان در ۲۵ سالگی به شهادت رساندند.

Go to TOP