تفکر/

شهادت را جز به اهل درد نمی دهند

شهید، حرمت نامت، این روزها به اندازه ی نام کو چه هاست.

سمنا / نوشته ها از گفته ها معتبر ترند، من هم می نویسم برای تو، ای شهید نمی شناسمت اما باور و اعتقادم با تو یکی است.

رفتی برای من و امثال من، رفتی تا من باشم ولی من…شرمنداه ام جوانمرد…

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند…!!! ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم، غافل از این که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند…

تو چقدر استوار و دلیر بودی اما من امروز با یک شکست در زندگی به راحتی می شکنم، تو جوان دیروز بودی و من جوان امروز تفاوت های میان من و تو چقدر زیاد است.

شهید چگونه ستایشت کنم من در مقابل عظمت تو حرفی برای گفتن ندارم، راز آمدنت در چه بود، چگونه از مادر خود گذشتی، چطور نگاه پدرت را ندیدی،  در رفتن تو اشک های فرزندت جاری بود اما تو…

آمدن تو از جنس پرواز بود، در بزرگی تو ای دلاور شکی نیست اما من تو را نمی فهمم، برای من دل کندن از دنیا سخت است اما پر کشیدن تو آن هم به این زیبایی مثل یک عبور ساده است.

بارها گفته اند و من شنیده ام اهدافت را، چیزهایی که تو برایش جنگیدی،  ارزشهایی که برایت مقدس بودند، ولی فهمش برایم دشوار است.

رفتنت با دست های بسته به آن مظلومی، نشانگر این بود که هنوز ناموس تو با نام زیبای ایران در قلبت جای دارد و تا به امروز جان زنده ات فدای وطنت است.

فکه، هویزه…، اروند رود من فقط نامشان برایم آشناست اما تو، خونت عجین شده با خاک آن جاست.

شهید خسته ام از زمانه، از روزگار، از آدم هایش از نگاهایشان…چقدر همه چیز تغییر کرده است . حرمت نامت، این روزها به اندازه ی نام کو چه هاست. این روزها وجودم با زیارت آرامگاه  تو آرام میشود. وقت هایی که با تو حرف میزنم بغضم سر باز میکند و دلم قرار میگیرد…

شهید این بار با تو عهد می بندم ارزش هایت برایم در عمل ارزشمند باشند. من با تمام وجود، استوار و محکم پای حرفهایت می ایستم………………….دوستت دارم.

 

Go to TOP