معرفی شهدای سمیرم/48

شهید غلامعلی محمودی

خبر شهادت پدر که به او رسید ، تمام وجودش لرزید. با وجود شهادت پدر او نیز خود به جبهه رفت. همه او را جوانی شجاع می دانند او شجاعانه شهادت را انتخاب کرد و به آرزوی خود رسید.

به گزارش پایگاه خبری سمنا، چهار دختر و دو پسر همه وجود زندگی قنبر علی را تشکیل می دهد . غلامعلی که به دنیا آمد ، انگار روح تازه ای به این خانواده تنیده می شد . او در کنار پدر و مادر بزرگ می شد . ۳۱ خرداد سال ۵۸ پایان دوره ابتدایی او در دبستان نشاط ونک بود و پس از آن در سال  ۵۹-۵۸  درپایه اول راهنمایی ثبت نام نمود .خبر شهادت پدر که به او رسید ، تمام وجودش لرزید . بابای من ، کجایی ، چرا ما را تنها گذاشتی. من بدون تو چه کنم ، تو گفتی ما خدا را داریم .

عموی شهید :

غلامعلی بعد از شهادت پدرش نزد من آمد . به او گفتم : غصه چه را می خوری ، مگه بابات نگفت که ما خدا را داریم . گفت : عمو اجازه می دهید به اتفاق فرزندتان محمد علی ، به جبهه برویم . گفتم : عمو ، شما دینتون را به انقلاب نثار کردید . گفت : بابا جای خودش رفته ، من هم جای خودم می روم .

توی باغ کار می کردم . صدایی شنیدم . دیدم ، محمد علی آمده . او را در آغوش کشیدم . گفتم : با غلامعلی آمده ای ، او کجاست ؟ سکوت کرد و من پاهایم لرزید . گفت : او شهید شد ، نمی دانم چطور این خبر را به خانواده بدهم .

آنان بگویند : مگر با هم نرفته اید . پس چرا تنها آمدی ؟

محمد علی محمودی : پسر عمو و همرزم شهید

آر پی جی زن بود . آتش دشمن بسیار سنگین بود . ترکشی به  غلامعلی اصابت کرده بود و او  مجروح شده بود . به او گفتم : بلند نشو ، تا آتش سبک بشود . با همان حال می خواست ، با آر پی جی شلیک کند که مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید .

عموی شهید :

جنگ که شد ، خیلی ها رفتند جبهه ، اما همه آن ها شهید نشدند . عده ای خاص شهید شدند که لیاقت داشتند . آن هایی که رفتند ، پاک بودند و خدا انتخاب شان کرد .

 راوی :علی ضامن امیری همرزم شهید

اعزام به منطقه عملیاتی والفجر ۱۰ حلبچه شدیم .شب ۶۶/۱۲/۲۳ بعد از طی چندین کیلومتر به ناحیه کوهستانی وعبور از آب با قایقهای باری به منطقه عملیاتی رسیدیم قبل از اینکه به منطقه عبور از آب با قایقها ی بادی برسیم عصر روز قبل از عملیات بنده به عین الله که چندی پیش برادرش شهید شده بود وبرادر بزرگش نیز در جبهه بود گفتم: به جهت حفظ جان صلاح براین است که شما شب عملیات نیائید وفردای عملیات مقدارزیادی آذوقه با قاطر برای ما به منطقه عملیاتی بیاوری همین موضوع را به شهید غلامعلی محمودی فرزند شهید قنبر علی محمودی در میان گذاشتم که اورا،راضی کنم همراه عین الله فردابه منطقه بیاید ناگهان با عصبانیت بسیار شدید به طرفم آمد وگفت:چی داری می گی من آمده ام که در عملیات شرکت کنم شما می گویی فردا بیا ؟

به منطقه ای رسیدیم که فاصله کمی با عراقیها داشتیم شب حدودا ساعت ۳و۴ بود که عراقیها اقدام به زدن منور کردن ناگهان دیدم آقای سید مرتضی حجازی با اسلحه کلاش به پیشانی نگهبان عراقی زد که خون فراوانی پاشید وعملیات درگیری شروع شد برادر غلامعلی کمک آرپی جی زن بود در حین درگیری بود که دیدم آرپی چی را گرفته وتند تندبه طرف عراقیها گلوله می زد دراین فاصله جهانفر حیدری مجروح شدند.

ابتدا تیر به دست چپ ایشان وسپس به دست راستشان اصابت نمود سریعا به اتفاق برادر صفرعلی فتحی علی اکبر محمودی اقدام به  باند پیچی در دودست ایشان نمودیم وبا دست خونی اقدام به باز کردن کنسرو ماهی نمودیم وبه آقای حیدری دادم وایشان هم به پشت خط منتقل شد.

دمدمای صبح بود هوا گرگ ومیش بود که برادر غلامعلی محمودی از ناحیه پا زخمی شدند به جهت اینکه بسیارجسور وشجاع وزرنگ بودند خودشان اقدام به بستن پای خود شدند در این فاصله شهید محمودی وسط شیاری میان نیروهای خودی وعراقی ها افتاده بود اقدام به سینه خیزکرد وبه سمت ما آمد ناگهان دیدم عراقی ها با تیر مستقیم به ناحیه پشت گوش ایشان زدند تا به اتفاق برادر علی اکبر محمودی به بالای سر ایشان رسیدیم دیدیم به شهادت رسیده اند جنازه او را به چند متری خط خودمان به صورت خوابیده کشیدیم.

 

پیام شهید :

پیرو امام و رهنمودهای ایشان باشید از یاد خدا غافل نشوید و در راه او جهاد   کنید .

 

نام   و نام خانوادگی شهید

غلامعلی محمودی

فرزند

شهید قنبر محمودی

تاریخ تولد :

۱۳۴۴/۴/۸

محل تولد

ونک سمیرم

تاریخ شهادت

۱۳۶۶/۱۲/۲۳

محل شهادت

حلبچه

شهادت در عملیات

والفجر ۱۰

وضعیت تاهل

مجرد

تعداد فرزند

نام یگان

تیپ ۹۱ بقیه الله –گردان یا مهدی

علت شهادت

اصابت تیر مستقیم به پشت گوش وسرش

آخرین مسئولیت

آرپی جی زن

میزان تحصیلات

دوم راهنمایی

شغل

دانش آموز

مزار شهید

گلزار شهدای ونک

 

گزارشگر پایگاه خبری سمنا:فاطمه نجفی

Go to TOP