معرفی شهدای سمیرم/ 44

شهید لشگر انصاری

شهید انصاری اولین فرزند عسگر بود که با لبیک گفتن به پیام بنیان گذار انقلاب بسیجی شد و در آغاز جنگ با اصرار زیاد رضایت خانواده را جهت اعزام جلب کرده و شتابان به سوی نبرد با متجاوزان رفت تا به شهادت نائل شد.

به گزارش پایگاه خبری سمنا، آن زمان خانواده عسگر تابستان را جهت بردن گوسفندان به مراتع وکار کشاورزی به مزارع اطراف روستا رفته و در چادر زندگی و با دامداری امرار معاش می کردند. روز یکشنبه است و فرزند عسگر در چادری عشایری به دنیا می آید . عسگر ،خوشحال و قبراق ، از به دنیا آمدن فرزند اولش ، خداوند را شکرگزاری می کند . اذان را که در گوش نوزاد گفتند ، او را لشگر نامیدند ، تا همیشه جزو لشگریان اسلام باشد.

مادر شهیدلشگر انصاری در گفت و گو با خبرنگار ما گفت:

لشگر از کودکی اخلاقی خاص داشت . احترام به پدر و مادر و کمک به آنان در هر شرایطی از خصوصیات او بود . هنوز سن و سالی نداشت ، که اتفاقات متعدد برای او به وجود آمد و جان سالم به در برد و این نشان می داد که خداوند او را برای روزی دیگر نگه داشته است .

سال تحصیلی ۵۵-۵۴ بود که وارد دبستان شهید مفتح ونک شد . خرداد سال ۵۹ پایان دوره ابتدایی او بود و در پاییز سال ۵۹ در مدرسه راهنمایی ابن سینا ثبت نام کرد .

فرمان امام را که شنید ، جزو نیروهای بسیجی ونک شد . جنگ که شروع شد ،گفت : رضایت بدهید من بروم دوره آموزشی و برگردم . ما مخالفت کردیم ، ولی او گفت دوره آموزشی در اصفهان است. موقعی که دوره آموزشی خود را در پادگان غدیر طی می کرد ، ما برای ملاقات لشگر به آن جا رفتیم . بعد از چند هفته قلبم برای پسرم می تپید . هنگامی که او را دیدم ، اشک ریختم . بعد از کلی صحبت ، او گفت : به من اجازه بدین که به جبهه اعزام شوم .

من گفتم : مادر تو سن و سالی نداری ، با این جثه کوچک ، کجا می خواهی بروی و پدرش نیز مانند من مخالف رفتن او بود . اما بالاخره من و پدرش را راضی کرد . سال ۶۱ بود که عازم جبهه شد . هر باری که به مرخصی می آمد ، دلم شاد می شد و موقعی که می رفت ، دلگیر .

اولین بار در عملیات محرم شرکت کرده بود و پس از آن در عملیات والفجر مقدماتی و در همین عملیات بود که مورد اصابت ترکش از ناحیه پای چپ قرار گرفت و به بیمارستان اختر تهران انتقال پیدا کرد .ما از مجروحیت او خبر نداشتیم . از سمیرم ، تلگرافی به ما زدند که به بنیاد مراجعه کنید .همه ما نگران حال او بودیم . نکند اتفاقی برای او افتاده باشد . پدرش به اتفاق برادرم برای ملاقات او عازم سمیرم و تهران شدند . سه ماه طول کشید تا اینکه توانست بهبودی مختصری پیدا کند . چند وقتی در تهران بود و برای استراحت او را به ونک منتقل کردند . یک تخت نیز از بسیج ونک به منزل ما آوردند تا بتواند ، لشگر بر روی آن استراحت کند .

با اینکه مجروح بود ، همزمان با ماه مبارک رمضان تمام روزه هایش را گرفت . خودم پرستاری او را می کردم . یک شب که پایین تخت او خوابیده بودم ، ناگهان بیدار شد و اشک در چشمانش نقش بسته بود . گفتم : مادر چی شده و او گفت : « شما نور سبز را ندیدید ، گفتم : نه و او گفت : یک روحانی را در خواب با لباس سفید دیدم که به طرف من می آید . سلام کردم . او   گفت : هر وقت اسم شما پشت بلندگو اعلام شد ، شما هم می آیی . » برای تعبیر خواب او سوال کردم و او گفت : آن شفای پسرت است و شهادت او .

پس از بهبودی نسبی دوباره خودش را معرفی کرد و عازم جبهه شد . قبل از رفتن برای خداحافظی آمد . گفت : می روم و بر می گردم . گفتم : مادر تو هنوز با عصایی ، هنوز سالم نمی توانی راه بروی و او گفت : مادر می آیم . هم من اشک می ریختم و هم او . دلم   می خواست با او بروم .

او دیر به محل اعزام رزمندگان می رسد و آنان رفته بودند . اما او با دلی راسخ و با وسیله ای دیگر خود را به منطقه می رساند . عملیات والفجر ۸ شده بود و رادیو از این عملیات می گفت . هر رزمنده ای که به ونک باز می گشت ، سراغ لشگر را از آنان می گرفتم . هیچ کس از او خبری نداشت . ۱۸ روز از اسفند گذشته بود که به ما خبر دادند ، لشگر به شهادت رسیده است . او فرمانده گروهان بود و در حالی به شهادت رسید که هنوز پایش از عملیات قبلی در گچ بود و با همان حال دفن گردید و نحوه شهادت او به هنگام نماز به سوی حق رهسپار می شود .

پیام شهید :

همیشه و در همه حال پیرو ولی فقیه باشید و چشم دشمنان اسلام را کور کنید .  ۲۰/۷/۶۱

 

نام و نام خانوادگی شهید لشگر انصاری
فرزند عسگر
تاریخ تولد ۴/۴/۱۳۴۶
محل تولد ونک سمیرم
تاریخ شهادت ۱۳/۱۲/۱۳۶۴
محل شهادت فاو
شهادت در عملیات والفجر ۸
وضعیت تاهل مجرد
تعداد فرزند
نام یگان: تیپ قمر بنی هاشم (ع)- گردان یا مهدی (عج)-گروهان امام حسین (ع)

 

علت شهادت
آخرین مسئولیت تیربارچی
میزان تحصیلات سوم راهنمایی
شغل دانش آموز
مزار شهید گلزار شهدای ونک

 

گزارشگر پایگاه خبری سمنا:فاطمه نجفی

 

  1. روحش شاد دایی عزیزم
    به گفته اش همیشه پیرو ولایت فقیه باشید و چشم دشمنان اسلام را کور کنید

  2. انصاری گفت:

    شهید لشکر یکی از مردان بزرگ شهر ونک بود که شبها همیشه مناجات می خواند کتاب مناجات او بسیار در ستایش خداوند زیباست روحت شاد برادر عزیزم .

Go to TOP