معرفی شهدا سمیرم / 38

شهید سید حفیظ الله موسوی

شهید موسوی جوانی فعال و پر شور که در تمام صحنه های انقلاب همانند دیگر برادران و همکلاسی هایشب حضور داشت و عاشق و شیفته اسلام و انقلاب بود.

به گزارش سمنا، شهید سید حفیظ الله موسوی در سال ۱۳۴۶ در روستای آبملخ در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود.
شهید پس از گذراندن کلاس چهارم ابتدایی در روستای آبملخ، در سال ۱۳۵۶ برای کسب علم و دانش به شهرضا عزیمت نمود و در کلاس پنجم ابتدایی ، که مقارن با شروع انقلاب بود به تحصیل ادامه داد .
در سال ۱۳۵۹ پدر بزرگوار خود را از دست داد و سرپرستی مادر و ۴ خواهر و ۳ برادر خود را بر عهده گرفت
شهید در تمام صحنه های انقلاب همانند دیگر برادران و همکلاسی هایش جوانی فعال و پر شور بود و عاشق و شیفته اسلام و انقلاب بود و در راهپیمایی ها شرکت می نمود.
شهید پس از پایان تحصیلات دوم دبیرستان به خاطر انقلاب  و پیشبرد جنگ به نفع اسلام درس را ترک نمود و در جبهه ی حق علیه باطل شرکت نمود و جهاد بر علیه کفار را بر تحصیل ترجیح داد.
شهید در سال ۱۳۶۴ داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و خدمت خود رادر سپاه پاسداران در تیپ سوم شعبان به عنوان مسئول آتشبار پدافند هوایی ادامه داد و در طول خدمتشان در جبهه جوانی فعال و شجاع و سرداری رشید برای تیپ الگویی برای همرزمانش بود.
شهید در حین دوران خدمت در عملیات والفجر ۸  ، کربلای ۴و۵و۶ پدافند منطقه ای فاو ، سومار ، موسیان ، صالح آباد و منطقه آبادان شرکت داشت. شهید پس از اتمام دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۶۶ به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرضا درآمد.
شهید بلافاصله به جبهه های جنگ اعزام شد و در گردان امام حسن مجتبی تیپ ۹۱ بقیه الله با مسئولیت معاون گروهان مشغول خدمت گردید و در این ماموریت در خط پدافند خسرو آباد شرکت نموده و بعد از آن به منطقه غرب اعزام شد.
شهید در مرحله اول عملیات والفجر ۱۰ شرکت نموده در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۶۶ با اصابت گلوله به پیشانی مبارکش در سحرگاه آن روز به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
امید است راه این شهید عزیز و دیگر شهدای اسلام ادامه یابد

وصیت نامه شهید
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ -صف آیه۴-
{خدا آن مؤمنان را که در راه او در صف جهاد با کافران، مانند بنیان و سدّى آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست مى‏دارد}
خدایا به محمد بگو پیروانش حماسه می آفرینند.
به علی بگو، شیعیانش قیامت به پا کردند.
آری به حسین بگو که خونش همچنان در رگ ها می جوشد.
به حسین بگو که از سرها خون ها روئیده ،ظالمان سرها را بریدند اما باز سرها روئید.
خدایا خوب می دانی چه می کشیم.پنداری که چون شمع ذوب می شویم.
ما از مردن نمی ترسیم اما می ترسیم که بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر نسوزیم هم روشنایی رخت برمی بندد و جای خود را دوباره به ظلمت می سپارد.
پس چه باید کرد؟
از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم واز سوی دیگر باید شهید شویم تا آینده بماند.هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند وهم باید بمانیم تا فردا شهید نشود.
عجب دردی!
چه می شد امروز شهید می شدیم و فردا زنده می شدیم تا دوباره شهید شویم
آری  همه یاران سوی مرگ رفتند درحالی که نگران فردا بودند.
پروردگارا بر سجاده ای به وسعت زمین نماز می گذارم.به زمین رنگین به خون عزیزانمان.
عید و عزایمان همه یکسان است.
بارپروردگارا ببین منادیان ایمان چگونه جان می گذارند، می میرند تا ایمان نرود. می میرند تا شمع ها خاموش نگردد.
خدایا می بینی که اسطوره های شهادت چگونه حیات را به بازی گرفته اند.
سرمست عشق نه عشق خودآیی.ببین که با ایثار وجودشان در بستر حیات چگونه مرگ را تفسیر می کنند.
آری
شهادت را می گویم،
شهادت.
ما از رفتن باکی نداریم.
نه تنها رفتن….
اصلا کدام رفتن؟
شهادت که کمال انسان است و هر کس بخواهد به کمال برسد باید این حدیث را برخود حل کند
“من عرف نفسه فقد عرف ربه”
هرکس که خویش را بشناسد ، بعد خدا را می شناسد
من با امام خمینی میثاق بستم و به او وفادارم.زیرا به اسلام و قرآن وفادار است.و اگر چندین بار مرا بکشندو زنده کنند، دست از این سید پیر بر نمی دارم.
راه سعادت بخش امام حسین را ادامه دهید و زینب گونه زندگی کنید
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
حفیظ الله موسوی
۱۳۶۶/۱۱/۵

وصیت نامه شهید به مادر، خواهران و برادران خود
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ -آل عمران آیه ۱۶۹
{البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‏اند، بلکه زنده‏اند (به حیات ابدى و) در نزد خدا متنعّم خواهند بود}
وصیت به مادر و خواهرانم و برادرانم
مادرم!در مرگ من گریه نکن.چون می دانم اگر بدانی که من به ارزویم رسیده ام هیچ وقت گریه نمی کنید و تشییع جنازه من عروسی ام است و قبر حجله من است بسی افتخار است برای من، چون علی اکبر و علی اصغر مردن. و امیدوارم مرا ببخشید. چون نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و اگر تندی یا بدی از من سر زده به بزرگواری خودتان حلالم نمایید.
از خواهرانم می خواهم که زینب وار باشند و خدای نکرده نکند خم به ابرو بیاورند.چون با این کار خودشان دشمن اسلام و بالاخص ضد انقلاب را شاد می کنند و دوست دارم بعد از نمازهایشان امام عظیم الشأن را دعا کنند و حجاب اسلامی را در همه مواقع رعایت کنند. چون خواهرم! حجاب تو از خون من کوبنده تر است. و هر وقت خواستید اشک بریزید و گریه کنید به یاد سرور آزادگان امام حسین علیه السلام گریه کنید و پیرو امام و ولایت فقیه باشید. می دانم که با رفتن من دشمنانم شاد می شوند. اما از شما عزیزان می خواهم که با رفتار و کردار خوتان آنها را شادتر نکنید.
برادرانم امیدوارم پوزش مرا بپذیرید. چون نتوانستم برای شما برادری خوب باشم. در درس هایتان کوشا باشید و از مادرم پیروی کامل نمایید و احترام ایشان را نیز داشته باشیدچون هم مادر ما بود هم پدر ما.
با حزب الله و همه ارگان های انقلابی مانند گذشته همکاری کنید و همیشه کوچک نفس باشید. به بزرگترهای خودتان احترام بگذارید. دوست ندارم اگر کاری در پیش دارید بخاطر درگذشت من عقب بیفتد.
اگر می خواهید خوشحال باشم،طبق روال گذشته کارها را انجام دهید و همیشه صبر را پیشه سازید خانه ی مان را چهارراه بیاورید و و اگر توانستید خانه ای بسازید  واگر نتوانستید خانه ای بخرید و حتما چهارراه بیایید و آنجا{آبملخ} نمانید جنازه ام را چهارراه خاک بنمائید و عکس برادرانم را روی قبرم بگذارید.
از دوستان و خویشاوندان می خواهم مرا حلال نمایند.چون نتوانستم حق خویشاوندی را نسبت به ایشان ادا کنم. مقداری کتاب دارم که از برادرانم می خواهم از آنها استفاده نمایند
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
۱۳۶۶/۱۱/۵ بهمن ماه
سید حفیظ الله موسوی

گزارشگر پایگاه خبری سمنا: سید رمضانعلی موسوی

  1. سلام
    واقعا زیبا بود امیدوارم همه رهروان خوبی برای شهدا باشیم.
    اگر امکانش هست من نیز عضوی از پایگاه خبری شما شده و مطالبم را به اشتراک بگذارم یا به عنوان گزارشگر همکاری کنم.
    ممنون میشم.

Go to TOP